" من هرگز تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد". این جمله یکی از جملاتی بود که میرحسین موسوی در اولین بیانیه خود پس از انتخابات منتشر کرد. موسوی تا بیانیه شانزدهم خود به همین روند قانون شکنی و عدم تمکین به رای ملت ادامه داد ولی در بیانیه آخر موسوی، نوعی عقب نشینی به چشم می آید. او در این بیانیه نه تنها اشاره ای به ماجرای انتخابات نکرده است بلکه عملا با ارائه راهکارهایی به دولت، آن را به رسمیت شناخته است.

عکس جوانی میرحسین موسوی

مهمترین عاملی که باعث این چرخش 180 درجه در بیانیه های موسوی شده است، حضور ده ها میلیونی مردم ایران در راهپیمایی های هفته گذشته عنوان می شود. مردم در این تظاهرات ها رسما اعلام کردند که سران فتنه باید از راه خود بازگردند و تسلیم قانون شوند. آنان همچنین از مراجع قانونی و قضایی خواستند که به اتهامات سران فتنه بپردازند، در غیر این صورت خود دست به اقدام عملی خواهند زد.

این راهپیمایی با فاصله کمتر از یک روز منجر به اذعان آقای موسوی به دروغ بودن ادعای تقلب شد. این موضوع واکنش های مختلفی را در میان فرقه موسوم به سبز ایجاد کرده است.

در همین حال سایت بالاترین که منبع لینک های ضد دینی در وبسایت های زبان فارسی شناخته می‌شود، با ذکر برخی نمونه های تاریخی تلاش ویژه ای را برای توجیه این عقب نشینی موسوی آغاز کرده است. کاربران این سایت ضد انقلاب با اشاره به صلح های معروف جهان، عقب نشینی موسوی و اذعان او به دروغش درباره انتخابات را، گامی برای ریشه دار کردن گروه موسوم به سبز نامیده اند.

از سوی دیگر مسعود بهنود، سر حلقه روزنامه نگاران ایرانی مرتبط با شبکه انگلیسی بی بی سی نیز با انتشار یادداشتی احساسی تلاش کرد، اذعان آقای موسوی به دروغ بودن ادعای تقلب را که پس از مطالبه جدی مردم برای محاکمه وی صورت گرفته، در لفافه الفاظ و اصطلاحات احساسی پنهان کند.

بهنود در مطلب خویش، موسوی را مردی خیراندیش و دردآشنا خواند که همه ظرفیت های یک راهنما را دارد و نوشت: "موسوی فرزند زمانه خویش است و با توجه به شرایط تصمیم می گیرد".

وبلاگ نویسان حامی موسوی نیز در مطالب مختلفی، به توجیه این مساله پرداخته اند. توحیدلو، از عناصر اصلی کمپین حامی میرحسین، در نوشته ای تامل برانگیز در وبلاگ خود، اذعان موسوی به دروغش درباره انتخابات را، به "مادرانه از حق مادری خود پا پس کشیدن" تعبیر کرد!

دیگر وبلاگ نویسان موسوم به سبز، بدون اینکه از آقای موسوی به دلیل دروغی که به آنان گفته، توضیح بخواهند، با انتشار عناوینی چون "گاهی برای رسیدن به حق، باید صلح کرد" و "نرمش بدون سازش میرحسین" سعی کردند تا عقب نشینی آشکار او را از ادعایش توجیه کنند.

توجیه گری وبلاگ های سبز به قیمت گول خوردن خود، که به گفته می شود ناشی از هیجانات سیاسی است، منجر به چشم پوشی آنان از پیامدهای گسترده "ادعای دروغ آقای موسوی" شده است.

بر این اساس، آنان تنها از "وحدت" و "فراموش کردن گذشته" سخن می گویند و هیچ اشاره ای به خسارت های زیادی که در ماه های اخیر و به واسطه ادعای بی سند آقای موسوی به نظام و مردم وارد شده نمی کنند.

حتی محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در نامه ای به رهبر انقلاب اذعان میرحسین به بی اساس بودن ادعایش را سرآغاز وحدت برشمرد!

این در حالی است که ده میلیون نفری که در روز سه شنبه و چهارشنبه در اعتراض به هتک حرمت روز عاشورا توسط فرقه سبز راهپیمایی عظیمی را برگزار کردند، یکصدا خواستار رسیدگی قانونی به اقدامات سران جریان اصلاحات شدند.

به نظر می رسد عقب نشینی آقای موسوی از ادعای خود، هر چند اقدامی مناسب است اما آنچنان که مردم در شعارهای خود فریاد زدند، وی ابتدا باید از ملت ایران عذرخواهی کند و سپس پاسخگوی خساراتی که به کشور و مردم توسط هوادارانش وارده شده، باشد. موضوعی که به گفته فعالان سیاسی کمک دستگاه قضا را هم می طلبد. /منبع: شبکه ایران/

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

افشای فتنه جدید سران فتنه (برنامه ريزي براي ايجاد فتنه جديد در پوشش پروژه آشتي ملي)

روزنامه کیهان: گزارش هاي دريافتي نشان دهنده آن است كه سران جريان فتنه طراحي هاي جديدي براي لاپوشاني خيانت هاي چند ماهه خود در قالب يك نسخه جديد از طرح به اصطلاح «آشتي ملي» انجام داده اند.
در حالي كه برخي از تحليلگران در روزهاي اخير با نامه نسنجيده محسن رضايي خطاب به رهبر انقلاب به عنوان يك «پروژه مستقل» و طراحي شده توسط شخص وي مواجه شده اند، برخي گزارش ها كه كيهان اخيرا به آنها دست يافته نشان مي دهد اين نامه صرفا يك «زير پروژه» است و بايد آن را به عنوان بخشي از يك پروژه كلان تر كه هدف آن خارج كردن سران فتنه از بن بست فعلي و فراهم آوردن امكان تداوم حيات سياسي براي آنهاست، تحليل كرد.
محسن رضايي در نامه خود خطاب به رهبر انقلاب با به كار بردن تعبير «معترض» درباره ميرحسين موسوي و تمجيد از بيانيه شماره 17 وي كه در آن حركت هتاكانه اوباش در جسارت به ايام عزاي حضرت سيدالشهدا(ع) مورد تاييد قرار گرفته و به عنوان حركتي خودجوش ستوده شده بود، از ايشان خواسته بود درباره حماسه روز 9 دي پيامي صادر يا سخنراني كنند تا «از شروع دوباره فعاليت افراطيون دو جناح» جلوگيري شود. اين نامه كه به وضوح در حكم تاييديه و تكمله اي بر بيانيه ضد انقلابي موسوي است، با واكنش هاي گسترده اي در ميان مردم و نخبگان اصولگرا مواجه شد و به سرعت اجماعي در اين باره شكل گرفت كه رضايي هدفي جز تطهير سران فتنه ندارد.
اطلاعات كيهان نشان مي دهد برخي واقعيت هاي كليدي اين احساس عمومي را تاييد مي كند. برمبناي اين اطلاعات سران جريان فتنه كه اخيرا بر هماهنگي هاي خود با يكديگر افزوده اند به 3 دليل به اين نتيجه رسيده اند كه روند فعلي قابل تداوم نيست و بايد راه خروجي از آن بيابند: 1- از دست رفتن بدنه مردمي فتنه و محدود شدن آن به ضد انقلاب 2- ناتواني سران فتنه از كنترل رفتارهاي ضد انقلابي باقي مانده حاميان خود و قطعي شدن اين موضوع كه نظام و مردم عقيده دارند هزينه اين رفتارهاي ضد انقلابي بايد مستقيماً توسط سران فتنه پرداخت شود و 3- استحكام دروني جبهه انقلاب و سربازان ولايت فقيه كه حماسه روز 9 دي نشان داد از پشتوانه مردمي وسيع و غيرقابل انكاري برخوردار است.
بر مبناي اين 3 دليل سران فتنه تصميم گرفته اند يك پروژه وسيع رسانه اي با محوريت ضرورت آشتي ملي و خروج كشور از وضعيت فعلي را كليد زده و خود را در جايگاه ناصحان نظام و طلبكاران از آن بنشانند. نامه رضايي فقط بخشي از اين پروژه است و بخش هاي ديگر آن هم به زودي آشكار خواهد شد كه نگارش نامه هايي ديگر به رهبري، وارد كردن برخي بزرگان روحاني به اين عرصه و نهايتاً ايجاد جنجال رسانه اي از طريق به دست گرفتن «پرچم خاتمه بحران» و «آرامش كشور» فقط بخش هايي از آن است. يك كارشناس آگاه كه تحركات جريان فتنه در ماه هاي گذشته را مستمراً مطالعه كرده در اين باره به كيهان گفت: «از ابتدا قرار بود همين اتفاق بيفتد. لااقل يك محفل خاص كه تا امروز سران فتنه را اداره و تغذيه كرده از ابتدا بنا داشت ابتدا براي شعله ورتر شدن آتش فتنه هرچه مي تواند انجام بدهد و بعد آن روز كه همه خسته شدند و مطالبه خروج از وضعيت بحران در ميان مردم بالا گرفت به عنوان فرشته نجات وارد عمل شود و ختم شدن غائله را به نام خود تمام كند.» وي ادامه داد: «برنامه ريز اين جريان مدت ها قبل گفته بود نهايتاً همه مجبور مي شوند سراغ من بيايند و حالا كه اين اتفاق نيفتاده و بلكه مطالبه برخورد با سران فتنه فراگير شده، خودش تصميم گرفته وارد عرصه شود و آخرين پروژه اش را اجرا كند.»
اطلاعات كيهان نشان مي دهد كه هدف نهايي اين پروژه اين است كه اولاً سران فتنه را با كمترين هزينه از مهلكه نجات دهد و ثانياً فتنه گران خود تبديل به منادي وحدت و آشتي شوند تا اگر نظام نپذيرفت- كه طبعاً نخواهد پذيرفت- بتوانند نظام را متهم كنند كه اساساً بناي آشتي ندارد و فقط به دنبال درگيري و دعواست و به اين ترتيب هزينه همه درگيري هاي احتمالي آينده را از روي دوش سران فتنه برداشته و به گردن نظام بيندازند.
اطلاعات موجود نشان مي دهد گام بعدي اين پروژه احتمالاً انتشار يك نامه ديگر و درخواست تشكيل چيزي شبيه شوراي حكميت يا شوراي آشتي ملي خواهد بود. سران فتنه البته هنوز در اين باره كه نامه بعدي بايد به امضاي چه كسي باشد، چه زماني منتشر شود و دقيقاً چه مواردي را مطرح كند كه كهنه و تكراري به نظر نيايد، به جمع بندي نهايي نرسيده اند ولي در اين باره اتفاق نظر دارند كه در پيش گرفتن اين روش تنها راهكار پيش روي آنهاست.
همه اين برنامه ريزي ها در حالي است كه كارشناسان عقيده دارند هرگونه اغماض و چشم پوشي نسبت به فتنه گران كه امثال آقاي رضايي هم در ماه هاي گذشته با آنها همگام و هم قدم بوده اند، باعث خواهد شد هزينه اقدام عليه امنيت ملي بسيار پايين به نظر برسد و به اين ترتيب فتنه گران و دوستان خارجي آنها در برنامه ريزي براي ايجاد فتنه هاي بعدي جسورتر شوند و دقيقاً به همين دليل بايد حداكثر سخت گيري را در اين مورد اعمال كرد. اين كارشناسان معتقدند اگر منظور از آشتي ملي آشتي مردم با يكديگر باشد اين بحثي بي مورد است چرا كه مردم اساساً با يكديگر نزاعي ندارند و حماسه روز 9 دي ماه هم نشان داد اتحاد ملي با حداكثر درجه ممكن اكنون در ميان مردم وجود دارد و بسياري از كساني كه آن روز به خيابان آمدند همان كساني هستند كه در روز 22 خرداد به كانديدايي به جز دكتر احمدي نژاد راي داده اند. اما اگر مقصود آشتي بين جريان سياسي باشد اين امر بدون برخورد با فتنه گران، جبران عملي خسارت هايي كه در اثر خيانت هاي آنها به كشور وارد شده و مرزبندي صريح و روشن آنها با دشمنان اسلام، انقلاب و رهبري مطلقاً امكانپذير نيست.

 

درباره بیانیه موسوی:

 

گشتی در خبرها: