هشدار به احمدی نژاد درباره رابطه با امریکا

درپی انتشار اخباری درباره درخواست رسمی وزیر امورخارجه آمریکا برای برقراری روابط دیپلماتیک با کشورمان و تمایل دولت ایران به عادی سازی روابط سیاسی با دولت آمریکا، سه تشکل دانشجویی باانتشار نامه سرگشاده ای خطاب به دکتر احمدی نژاد، به دولت دراین باره هشدار دادند.

به گزارش الف، متن کامل این نامه از این قرار است:

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر احمدی نژاد
سلام علیکم

متاسفانه چند صباحی است اخباری مبنی بر تمایل و اشتیاق زاید الوصف دولت جنابعالی برای برقراری رابطه ی دیپلماتیک با کشور ایالات متحده و عدم شفافیت و اطلاع رسانی در این زمینه که به مثابه نا محرم دانستن مردم قلمداد می شود، موجبات نگرانی امت حزب الله را فراهم آورده است که از آن جمله می توان به سفر آقای متکی به کنسولگری پاکستان در واشنگتن و انجام مذاکراتی مبنی بر بازگشایی دفتر حافظ منافع در ایران و همچنین نطق های حمایت جویانه ی جنابعالی از سیاست های به اصطلاح متفاوت اوباما با اسلاف خود اشاره کرد.
حال سوال اینجاست براستی چه تفاوت جدی در سیاست های اوباما بوجود آمده است که اینگونه آقایان برای انجام مذاکرات و برقراری رابطه روزشماری می کنند؟ آیا پیش شرطهای ما که توسط مقام معظم رهبری کرارا گوشزد شده مورد قبول طرف آمریکایی است؟ آیا آمریکا و باراک اوباما از خوی استکباری خود دست برداشته اند؟ آیا آمریکا و باراک اوباما به حمایت های بی دریغ خود از رژیم غاصب صهیونیستی پایان داده اند؟ آیا آمریکا و باراک اوباما دست از کشتار مسلمانان در عراق، افغانستان، یمن و پاکستان برداشته اند؟ آیا آمریکا دیگر کافر حربی نیست؟ آیا آمریکا و دولت اوباما از تصویب بودجه های ده ها میلیون دلاری سالانه ی خود برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران منصرف شده است؟ آیا حمایت های آشکار و غرض ورزانه ی دولت اوباما از جریان نفاق داخلی و اغتشاشگران پس از انتخابات را نمی بینید؟ آیا آمریکا و دولت اوباما به تحریم های خود علیه ملت ایران پایان داده اند؟ آیا دولت اوباما خود را متعهد به بازگرداندن اموال ایران می داند؟

آقای احمدی نژاد
روی کار آمدن اوباما در آمریکا به عنوان یک جوان سیاه پوست دموکرات طرفدار صلح بر اساس نیاز مبرم این کشور به بازسازی چهره ی کریه و شیطانی خود در افکار عمومی جهانیان بود. آقای اوباما نیز با سردادن شعار مبهم و مجمل ” تغییر“ سعی در به اصطلاح از سرگیری فصل جدید روابط با کشورهای غیر دوست آمریکا را دارد. شعاری که با مشاهده ی رفتار های دولت اوباما جز عوامفریبی و دروغ بزرگ معنای دیگری نمی توان از آن برداشت کرد چرا که سیاست شیطان چیزی جز اغواء وتزئین نبوده و نیست.

آیا این جمله ی حضرت روح الله که انگار برای چنین روزهایی بیان شده است را فراموش کرده اید :
" از آنجا كه منطقه در شُرف یك نهضت اسلامى عمومى است، امریكا دست به طرح قضایایى زده است تا بلكه بتواند دست مردم بى‏پناه منطقه را از سرنوشتشان كوتاه كند و متأسفانه بعضى از دولتها هم او را كمك مى‏كنند؛ طرح سادات و فهد یكى است. بر فرض كه امریكا یك طرح صد در صد اسلامى- انسانى بدهد، ما باور نمى‏كنیم كه آنها به نفع صلح و منافع ما گامى بردارند. اگر امریكا و اسرائیل «لا اله الّا اللَّه» بگویند، ما قبول نداریم؛ چرا كه آنها مى‏خواهند سرِ ما كلاه بگذارند. سخنرانى در جمع اعضاى سازمان جنبش امل 6 آبان 1360
 
و یا بیانات اخیر مقام معظم رهبری در سالگرد 13 آبان که فرمودند:
"هر وقت كه لبخندى به روى مسئولین جمهورى اسلامى زدند، وقتى دقت كردیم، دیدیم خنجرى در پشت سرشان مخفى كرده‌اند؛ از تهدید دست برنداشته‌اند؛ نیتشان عوض نشده است. خنده‌ى تاكتیكى، لبخند و روى خوش تاكتیكى، فقط بچه‌ها و كودكان را فریب میدهد. یك ملت بزرگ با این تجربه، و مسئولین برگزیده‌ى یك چنین ملتى، اگر فریب بخورند، خیلى باید ساده‌لوح باشند؛ یا باید ساده‌لوح باشند، یا باید غرق در هوى‌ و هوس باشند؛ دنبال زندگى راحت و خوش و همراه با عافیت باشند؛ بخواهند با دشمن بسازند. والّا اگر مسئولین كشور باهوش باشند، دقیق باشند، مجرب باشند، پخته باشند، دل در گرو منافع ملت با همه‌ى وجود داشته باشند، گول لبخند را نمیخورند. "

حال سوال اینجاست که آیا شعار تغییر اوباما بالاتر از شعار " لا اله الا الله " است؟ آیا این مواضع و سخنان به اصطلاح صلح جویانه در سیاست های شیطان بزرگ مسبوق به سابقه نیست؟ امروز که آمریکا  با گردابی از مشکلات اقتصادی داخلی، درماندگی در عراق و افغانستان و  بحران مشروعیت نزد افکار عمومی جهان و به خصوص ملت های مستضعف و مسلمان روبرو شده است، آیا ساده لوحانه نیست که ما نیز وارد بازی جدید آمریکا برای بازسازی چهره ی او شویم؟ آیا دست به اصطلاح دوستی دراز کردن اوباما به سوی ایران که به تعبیر مقام معظم رهبری ”دستی چدنی با روکش مخملی“است برای سوء استفاده از چهره ی موجه و الهام بخش ایران نزد مسلمین و مستضعفین جهت مشروعیت بخشی به خود و فرار از باتلاق عراق و افغانستان نیست؟ آیا امروز وقت آن نرسیده است که اتفاقا هر چه بیشتر با زبان مطالبه گرانه به تفهیم اتهامات آمریکا پرداخته و با انتقام تاریخی مستضعفین از این ام الفساد قرن، بازی مزورانه و اغواگرانه ی شیطان بزرگ را بر هم زده و موجبات انزوای بیشتر استکبار جهانی را فراهم آوریم؟

آقای احمدی نژاد
دولت و شخص جنابعالی با در پیش گرفتن سیاست انقلابی استکبار ستیزی در عرصه ی بین الملل، زمینه ی بسیار مناسبی برای رسوایی مستکبرین و امیدواری مستضعفین را فراهم آورد. این سیاست ها سبب گردید که موج  جدید حرکات های ضدامپریالیستی با چشم امید داشتن به ایران در جهان به راه افتد؛ از اینرو هرگونه بی توجهی جنابعالی به عواقب و پیامدهای وخیم مذاکره و برقراری بی دلیل رابطه با شیطان بزرگ موجبات سر افکندگی، کور شدن چشم امید مستضعفین و تخریب وجهه ی انقلاب اسلامی را به همراه خواهد داشت. حال که ملت های مستضعف به نیمه ی راه پیروزی رسیده اند كسی حق ندارد با در نظر نگرفتن این شرایط خود سرانه اقدام نماید.
از سوی دیگر امروز جریان نفاق جدید داخلی که سال هاست قبله ی آمال خود را کاخ سفید قرار داده و ماه هاست که به حذف و تغییر شعار ”مرگ بر آمریکا ” مبادرت ورزیده و با فرصت طلبی و سوء استفاده از شرایط به وجود آمده، علم استکبار ستیزی را بلند کرده تا بتواند بار دیگر با قرآن به سر نیزه کردن به بازسازی و تطهیر چهره ی خود بپردازد، جنابعالی باید با تدبیر و هوشمندی در رفتار و اقداماتتان زمینه ی تطهیر چهره ی آنان را از میان بردارید؛ هر چند که این جریان روبه صفت به زودی رسوا شده و موجبات انقراض آن فراهم می آید.  
در پایان به شما توصیه می کنیم تا با دست برداشتن از اعتماد بی جا و بی حد و حصر نسبت به حلقه ی بعضی اطرافیان که به نظر می آید با افکار التقاطی خود در مقام تئوریسین دولت برای مذاکره با شیطان بزرگ نیز برآمده و هنوز خاطره ی تلخ سخنانشان مبنی بر ”دوستی با ملت اسرائیل“ از یاد ملت اسلام نرفته است، از فراهم آمدن موجبات واگرایی امت حزب الله از دولت دهم و شخص خودتان جلوگیری به عمل آورید.
 
والسلام علی من التبع الهدی
جنبش عدالتخواه دانشجویی
جنبش دانشجویان جهان اسلام
دفتر تحكیم وحدت

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توصیه جین شارپ(تئورسین انقلابهای مخملی) به سبزکها: لخت به خیابانها بیایید !

کاریکاتور سبز

همیشه هستند کسانی که می گویند...

اگر دانشگاه خوب قبول بشيم مي گن با سهمیه قبول شدن.
اگر دانشگاه خوب قبول نشيم مي گن بي سواد هستن.

اگر پولدار باشيم مي گن پول مردم رو بالا کشيدن!
اگر پولدار نباشيم ميگن يه مشت پاپتي هستند.

اگر وبلاگ بنويسيم مي گن شما رو چه به وبلاگ نوشتن؟!
اگر وبلاگ ننويسيم مي گن امل هستند!

اگر درباره زنان بنويسيم مي گن فمينيست هستند.
اگر درباره زنان ننويسيم مي گن مردسالار هستند.

اگر روسري رنگي بپوشيم مي گن چادري ها عقده اي هستن!
اگر روسري مشکي بپوشيم مي گن چادري ها افسرده هستن!

اگر زود ازدواج کنيم مي گن ترسيدن بمونن رو دست بابا مامانشون.
اگر زود ازدواج نکنيم مي گن ترشیده هستن.

اگر کانديدامون رأي بياره مي گن تقلب کردن.
اگر کانديدامون رأي نياره مي گن مردم شما رو نمي‌خوان.

اگر از دولت انتقاد کنيم مي گن مگه همين شما بهش رأي نداديد؟!
اگر از دولت انتقاد نکنيم مي گن چشماتونو به روي حقايق بستيد.

اگر دولتمون وزير زن معرفي کنه مي‌گن مي‌خواد استفاده ابزاري کنه.
اگر دولتمون وزير زن معرفي نکنه مي‌گن تبعیض جنسیتی قائل شده.

اگر بميريم مي گن خواستن از زير مسئوليت شانه خالي کنن!
اگر نميريم مي گن جاي ما رو تنگ کردن!

/منبع: گلدختر/

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بدون شرح !

ما بیشماریم

مرگ زودهنگام جنبش سبز اموی

۱۳ آبان امسال را باید یکی از مقاطع مهم پس از انتخابات دهم تلقی کرد ، نه از آن جهت که مثلا مردم بیشتری از روز قدس به میدان آمدند (که نیامدند)  و نه تنها از این جهت که اوباش کمتری از آن روز و روزهای دیگر در پایتخت خودی نشان دادند ( که دادند).

این روز حاصل دو سه ماه رجز خواندن تمام مخالفان و معاندان ضد انقلاب به همراه هواداران جنبش سبز اموی بود. سایت منتشر کننده اخبار لحظه به لحظه آنان از مدتها قبل به شهرستانها فراخوان داده بود که بیایید و آنها پاسخ داده بودند که می آییم.

در برخی روزها کسانی گفته بودند که از خارج به ایران می آییم و اگر مثل همیشه دروغ نگفته باشند لابد آمده بودند . شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به همراه رادیو آمریکا و بی بی سی ( هم شبکه های تلویزیونی و هم رادیویی آنها) تبلیغات گسترده و مصاحبه ها و میزگردهای متعدد گذاشته بودند .

حتی گروهک تروریستی مجاهدین خلق و جامعه بهاییان نیز برای چندمین بار حمایت خودشان را از جنبش سبز کذایی اعلام کردند و گفتند: ما هستیم ( شعار معروف فرقه ضاله که در این ماهها به شعار " ما هستیم ، ما هستیم ، ما همه با هم هستیم " تبدیل شد ). استفاده بسیار بسیار گسترده از ایمیل و سایت و وبلاگ در این ایام و ماهها تشدید شد و تقریبا کسی نبود که ایمیلی داشته باشد و هر روز و هر ساعت ایمیلهای تبلیغاتی با شعارها و تبلیغات متنوع در حمایت از این حرکت و قیام ! در این روز دریافت نکند .

حتی وبلاگهای بچه های مسلمان و انقلابی و میهن دوست و ولایی نیز از تیررس تبلیغات آنان در امان نماند  و با کامنتها و فحشهای ناموسی یا درخواستهای حضور در ١٣ آبان که بیشتر برای مخاطبان این وبلاگها نوشته می شد ، فضا سازی رسانه ای خود را تکمیل می کردند . بگذریم از کامنتهایی که در برخی سایتهای بی در و پیکر مثل تابناک و آینده و ... که هر اراجیفی را به عنوان کامنت منتشر و تایید می کردند و هنوز هم به این شیوه ضد ملی خود ادامه می دهند و خواسته ( و نه ناخواسته !) تریبون تبلیغاتی همه کسانی می شوند که ذکرشان رفت .

با این همه، ۱۳ آبان امسال چه اتفاقی افتاد ؟ برنامه ای که راس ساعت ١٠ در مقابل لانه سابق جاسوسی آمریکا قرار بود برگزار  شود و دانش آموزان و دانشجویان و جوانان از ساعت ٣٠/٨ دقیقه در آن حضور سبز پیدا کرده بودند  و تا ساعتی بعد از پایان آن هم حضور داشتند، شاهد ِحتی یک شعار سبز اموی در آن محدوده ( تاکید می کنم در آن محدوده ) نبود.

روز قدس

هم از لحاظ تعداد کسانی که امسال در مقابل لانه حاضر شدند و هم کسانی که شعارهای انقلابی و ملی و ولایی سر می دادند امسال سالی منحصر به فرد بود . اما کسانی که به فراخوان بسیار گسترده همه ضد انقلاب و ضد دین و ضد ملت و بیگانگان موصوف پاسخ دادند چند نفر بود ؟ به قول کیهان ١٠٠ تا ١۵٠ نفر ؟ به قول رجا نیوز ٢٠٠ نفر که به طور پراکنده خیابانها را بالا و پایین می رفتند و می آمدند ، به قول برخی سایتهای خارجی "چند صد " نفر؟ و در بدبینانه ترین نقل قول صورت گرفته "حداکثر یک هزار نفر"؟ آیا تمام بضاعت همه مردان و زنان ضد انقلاب و بهایی و بی دین و متمرد و مرتد و پشیمان و گوش به فرمان رادیو و تلویزیونهای خارجی و پس از این همه ماهها تبلیغات و رسانه و ایمیل و وبلاگ و پیامک و ... هزار نفر است ؟!

دوست دارم تشکرات صمیمانه خود را از تمامی اشخاص و گروههای پیش گفته ابراز کنم و در این تشکر نه قصد طعنه دارم و نه قصد مسخره؛ این تشکر، سپاسی از صمیم قلب است چرا که اگر آنها نبودند تمام مراسم ما مثل همه این سالهای اخیر به نوعی عادت و تکرار ملال آور تبدیل شده بود.

مقایسه کنید میزان و نحوه حضور و شعارهای تظاهرات روز قدس امسال را با سالهای پیش . آیا سالهای پیش هم مردم با این میزان انگیزه در تظاهرات شرکت می کردند ؟ روز ١٣ آبان امسال را با مراسم مشابه در سالهای قبل . آیا دانش آموزان و دانشجویان و جوانان ما ، مانند سالهای پیش در آن حضور یافته بودند ؟ آنها که در زیر زمین و پستوهای مترو میدان هفتم تیر قایم شده بودند کاش در خیابان طالقانی ، "قائم" ! می شدند تا می دیدند چهره های بی استثنا بشاش و سرزنده و پر انرژی بچه ها را و مقایسه می کردند آن روحیه را با کسانی که وقتی از سوراخ مترو وارد میدان هفتم تیر می شدند و خیل جمعیت را می دیدند ، مضطرب و ترسان چگونه آهسته و پنهانی دستبندهای سبز را باز می کردند و آن را در کیف و جیبشان می چپاندند!

١٣ آبان امسال یک "نشانه" است برای کسانی که می بینند و به قول رهبر انقلاب "بصیرت" دارند ؛ نشانه یک پایان برای آنها که انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی را هدف گرفته بودند و البته عده ای نا آگاهانه فکر می کردند زیر عَلَم "نخست وزیر امام " سینه می زنند و چشمشان را به روی این همه دروغ و تبلیغات از همه سوی جبهه کفر و نفاق داخلی و خارجی بستند .

آن "نخست وزیر امام" امروز چشمش را باز کند ( اگر چشمی دارد و رویی !) و ببیند که  از آن ١٣ میلیون رای، همین تعداد اندک روز ۱۳ آبان برایش باقی مانده است که تازه بخشی از آن هم شعار می دهد: " نه موسوی، نه احمدی؛ فقط رژیم پهلوی"! بله آقای موسوی! آنها نه تو را می خواهند و نه احمدی نژاد را ، آنها تفاله ها و پسمانده های رژیم منفوری هستند که امامی که تو نخست وزیرش بودی علیه او قیام و انقلاب کرد و جوانانی در تثبیت و تحکیم آن به جنگی رفتند که تو امروز به نخست وزیر آن "دوران" بودن، خود را مفتخر نشان می دهی. کلاهت را بالا بگیر اگر آن را باد نبرده است . آنها چیزی نگذشته چهار نفر چهار نفر ، پارچه سبز مستطیل شکلی را به صورت تابوت حمل می کنند و می گویند این تشییع جنازه جنبش سبز است ؛ همان کسانی که شعار می دادند : نه موسوی ، نه احمدی ؛ فقط رژیم پهلوی !

تو گوش نکردی اما مردم ما شنیدند که رهبر عزیزمان چند روز پیش در جمع نخبگان چه فرمودند :

-  "من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتى که صحنه‌گردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصى دادم. من اگر یک وقتى توى نماز جمعه یک حرفى میزنم، این ابتدا به ساکن نیست؛ حرف خصوصى، پیغام خصوصى، نصیحتِ لازم انجام میگیرد، وقتى انسان ناچار میشود، یک حرفى را مى‌آورد در علن بیان میکند. من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میکنید، اما نمیتوانید تا آخر کنترل کنید؛ مى‌آیند دیگران سوءاستفاده میکنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریکا را خط زدند! معناى این کار چیست؟ آنى که وارد عرصه‌ى سیاست میشود، باید مثل یک شطرنج‌باز ماهر هر حرکتى را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیش‌بینى کند. شما این حرکت را میکنى، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر دیدى در آن حرکت دوم، تو درمیمانى، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى - حالا تعبیر بهترش این است - توى این کار، توى این بازى، توى این حرکت، ناشى هستى، ناواردى. اینها نمیفهمند چه کار میکنند؛ یک حرکتى را شروع میکنند، ملتفت نیستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میکردند. مطلب اصلى این بود."

یعنی شروع با "نخست وزیر امام" و پایان با " رژیم پهلوی" ! این هشدار چند ماه پیش آقا به تو و صحنه گردانان دیگر بود و ما البته امروز می فهمیم راز ِ حمایت رضا پهلوی و مسعود رجوی و عبدالمالک ریگی و حقیرهایی چون گوگوش و گنجی ( که گفته بود خمینی را باید در موزه تاریخ جست و جو کرد) از نخست وزیر امام و نخست وزیر دوران جنگ چیست .

این درخواست سایت كذايي بالاترين در ساعت ١۴ روز سیزدهم آبان بسیار با معناست که : "از کمی تعداد ناراحت نباشید.  از مردم درخواست می کنیم که فقط دو ساعت دیگر تحمل کنند و در خیابانها باشند . ما اشتباه استراتژیک بزرگی مرتکب شدیم که در روز ِ کاری، برنامه تظاهرات گذاشتیم . مردم الان سر کارهای خودشان هستند و اگر دو ساعت دیگر بتوانید تحمل کنید و در خیابانها بمانید، ادارات که تعطیل شود مردم به ما ملحق می شوند ( به بیان دیگر از این قلت و کمی تعداد بیرون می‌آییم !)"

جالب اینجاست که ساعت ١٧ دیروز، که هم ادارات و هم مدارس و هم دانشگاهها تعطیل شده بود ،  سرتاسر خیابان ولی عصر "عج" ساکت و آرام و خلوت بود و حتی خبری از آن ١٠٠ تا ١۵٠ نفر دو ساعت پیش هم نبود !

آری این گزارش و این درخواست عاجزانه و ملتمسانه بسیار با معناست. و معنی و مفهوم آن این است که جنبش سبز به وضعیت قرمز رسیده و مُهر پایان بر آن خورده و تمام شده است . خلاص !

در حقیقت یوم الله ١٣ آبان امسال ، ویژگی جدیدی دارد و آن ثبت چهارمین حادثه تاریخی در این روز پس از سه حادثه قبلی یعنی تبعید امام خمینی ، کشتار دانش آموزان و دانشجویان به دست رژیم پهلوی در سال ١٣۵٧ و تسخیر لانه جاسوسی ایالات متحده آمریکا در سال ١٣۵٩ و اینک زدن مُهر پایان بر جنبش سبز اموی است. /منبع: آب و آتش/

.: این پیروزی خجسته باد :.

 

پسر کروبی، میرحسین را ترسو و دروغگو خواند!

افتضاحی دیگر برای سبزکها؛

حسين كروبي فرزند مهدي كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي با رد در حصر بودن ميرحسين موسوي گفت: او شهامت حضور در راهپيمايي ‪۱۳‬آبان را نداشت!

سبزهای امریکایی

حسين كروبي در گفت و گو با ايرنا تاكيد كرد: ما اطلاع كافي داريم كه ميرحسين موسوي در حصر نبوده است و تنها نيروي انتظامي در اطراف فرهنگستان هنر حضور داشته است اما حصري در كار نبوده است.

وي ادامه داد: به هر حال هر فردي از ويژگي‌هاي خاصي برخوردار است و نبايد ترس و نداشتن شهامت را با بيان ادله غيرمنطقي استتار كرد.

حسين كروبي گفت: چگونه پدر من مي‌تواند در راهپيمايي حضور پيدا كند و حصري هم در كار نبود اما آقاي موسوي هميشه در زمان راهپيمايي در حصر هستند؟!
وي در خاتمه تاكيد كرد: نبايد به ملت دروغ گفت به هر حال اين نوع عملكردها به روحيات اخلاقي هر فردي بستگي دارد!

شایان ذکر است ساعاتی پس از این مصاحبه، حسین کروبی تحت فشار همفکرانش این مصاحبه را تکذیب کرد! اما ایرنا فایل صوتی صحبتهای پسر کروبی را منتشر کرد و مثل همیشه

دروغــــگویان واقعی رســــــوا شدند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اندر حکایت بی سوادی سبزکها ! 

بالاترین

جالبه بدونید سایت بالاترین، یکی از اصلی ترین سایتهای سبزکها در تحریک و هدایت اغتشاشگران در رویدادهای اخیر بوده. کاربران این سایت از بی اعتنایی مردم به سبزکها در ۱۳ آبان دچار سوختگی عجیبی شده بودن! جاتون خالی دیدنی بود!

با نگاهی گذرا به بالاترین میتوان دریافت که بسیاری از کاربرانش از سواد کافی خواندن و نوشتن برخوردار نیستند! چراکه هر لینکی در این سایت، براساس رای کاربران به صفحه اصلی می رود؛ بااینحال لینکی با چنین غلط تابلویی بیش از ۱۰۰ رای آورده و داغ شده!

چنین اشخاصی به قول خودشان می خواهند رژیم را ساقط کنند! خب بگذار خوش باشند!

ای سبز من، قدیس من، بیرق شوی بار دگر ...

این شعر زیبا با عنوان « کرکس طوطی نمی شود » سروده آقای حنظله کرمانشاهی است كه در قالب درد‌دلي با رنگ سبز، درباره عدم تعلق اين رنگ به يك عده خاص، سروده شده است.

رنگ سبز از ديرباز نشان تقدس و معنويت و ائمه اطهار(ع) بوده است اما در انتخابات اخير رياست‌جمهوري و ايام پس از آن به بازيچه عده‌اي خاص تبديل شد، بازيچه برخي از كساني كه نه تنها به مقدسات اعتقادي نداشتند، بلكه بارها به آنها توهين كرده بودند؛ افرادي مثل اعضاي گروهك تروريستي منافقين، گوگوش، اكبر گنجي (فحاش به امام زمان و ائمه)، سلطنت‌طلبهاي فحاش و ...


گوگوش

مقصود آن نيست كه هركس رنگ سبز به همراه دارد يا بر دست خود بسته، منحرف يا خدايي نكرده بي‌ناموس است اما اين شعر اين نكته را متذكر مي‌شود كه اين رنگ نه تنها متعلق به گروهي كه اخيرا مدعي تصاحب آن بوده، نيست بلكه روزي اين رنگ از دست افراد لاابالي و جاسوس و برخي بي‌ناموس‌هايي كه هيچ اعتقادي به مقدسات ندارند، باز خواهد شد و به صاحبان اصيل خود باز خواهد گشت كه الحمدلله اين كار در حال انجام است ...

 دادم ز کف چندی تو را با آه و با افسوسها

    رفتی به یغما ناگهان با خدعه سالوسها

 ای رنگ خوب و نازنین گشتی چرا چندی عجین

    با جلبک و گلسنگها با حمله ویروسها

 کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند

    راهی ندارد این دغل در حلقه طاووسها

 فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل

    افتاده ای امروز اگر بر چهره جاسوسها

 این رنگ احیا می شود، شیاد رسوا می شود

    می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها

 بنگر نقاب ننگ را، لبخند پر نیرنگ را 

   بر چهره شیادها بر روی اختاپوسها

 این روزها آید به سر، بیرق شوی بار دگر 

   گر اجنبی بندد تو را با حیله بر ناقوسها

 ای سبز من قدیس من، زیباترین تندیس من

    وا می کنم روزی تو را از دست بی‌ناموسها

* اين هم شعري درباره جنبش سبز علوی:

ما جمله برآنیم که خورشید برآید              شام سیه غصه عالم به سر آید

با جنبش سبز علوی در پی آنیم                تا جامه ی فتنه ز تن سبز درآید

صحبتهای جالب توجه دکتر تیجانی درباره نظام ایران

دکتر محمد تیجانی السماوی، محقق تونسی که با تحقیق در حوزه ادیان، شیعه را بعنوان مذهب پیرو حق برگزیده و کتاب «آنگاه هدایت شدم» را نگاشته است، در سخنانی به تمجید از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، رهبر معظم انقلاب و دکتر احمدی نژاد پرداخت.

دکتر محمد تیجانی

وی که پنجشنبه گذشته در مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) قم در جمع طلاب غیر ایرانی صحبت می کرد، با ذکر حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: حضرت محمد(ص) می فرمایند: «اگر جایی دیدید علما به در خانه حاکمان و امرا رفته اند، بدانید آنها بد عالمان و بد حاکمانی هستند.» نمونه این را ما در دنیای امروز می بینیم که شیخ الازهر، قرضاوی با روی باز به ملاقات شیمون پرز می رود و فرمانبر حاکمان ظالمی چون رؤسای اسرائیل و حسنی مبارک است.

اما در جمهوری اسلامی ایران قضیه برعکس است! همانطور که پیامبر(ص) در ادامه حدیث می فرمایند: «اما اگر حاکمان و امرا بدنبال علما بودند، بدانید که آنها خوب عالمان و خوب حاکمانی هستند.» در ایران همین گونه است. یعنی رئیس جمهور احمدی نژاد، مطیع رهبر و ولی فقیه زمان، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است و با تواضع، دست ایشان را نیز می بوسد و این تفسیر عملی فراز دوم حدیث پیامبر است.

احمدی نژاد درحال بوسیدن دست مقام معظم رهبری

تیجانی، رهبر انقلاب را فردی شجاع، مدیر و فرانگر دانست و گفت: علاقه من به ایشان علاقه ای است که با مودت اهل بیت(علیهم السلام) جمع می شود. خداوند طول عمر همراه با صحت و عافیت به ایشان عنایت کند تا بتوانند به مسیر مبارک خود ادامه دهند.

دکتر تیجانی همچنین در ادامه با تقدیر از شجاعت آقای احمدی نژاد در موضع گیری های عزتمندانه و رفتار استکبارستیزانه وی اظهار داشت: دکتر احمدی نژاد اکنون در قلب بسیاری از آزادگان و عدالتخواهان سراسر جهان جای دارد.

(نقل از حجت الاسلام امیر موسوی؛ معاون تربیتی مجتمع آموزش عالی امام خمینی)

 

صانعی(سال 68): تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای، موجب ورود بر ولایت شیطان است

صانعی در مسیر دور افتاده از خط امام(ره)

جوان آنلاین: دگردیسی و تناقضات فاحش تئوریک و نظری در هیأت و ماهیتی دینی و مذهبی بار گرانی است که اصحاب تفکر و تحلیل را دچار بهت و تعجب می‌کند. مطالعه مکتوبات و تواترات فقهی و نظری و نیز بررسی نقد و نظرات سیاسی صانعی طی چند دهه گذشته تاکنون نشان‌دهنده آن است که وی از رهگذر گفتمان اصلاح‌طلبی دچار قرائت‌های پارادوکسیکال و به ظاهر نو در حوزه عمل و نظر سیاسی شده است. اکنون «صانعی دهه 60» با موضع‌گیری‌های افراطی و رادیکال خود در آن زمان چنان حالت جمود و ارتدوکسی به خود گرفته است که در جبهه دیکتاتوران نوظهور و نوگرا به عنوان «رهبری معنوی» قلمداد می‌شود. باقی ماندن ابهام در مورد موضع‌گیری‌های اخیر وی نه تنها دستمایه خوش خیالی‌های عناصر اپوزیسیون و بیگانگان شده بلکه باعث از دست رفتن پایگاه اجتماعی وی شده است. در این یادداشت سعی شده است تا با واکاوی دیدگاه‌ها و انگاره‌های دیروز و امروز صانعی عملکرد وی در ترازوی منطقی نقد عموم قرار گیرد:

صانعی در دهه اول انقلاب:

«شیخ یوسف صانعی: من به عنوان یک مسأله شرعی می‌گویم که تخلف از فرمان آیت‌الله خامنه‌ای، گناه و معصیتی بزرگ، و رد بر او رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و ورود بر ولایت شیطان است.» (روزنامه جمهوری 22/3/68) وی در دوران تصدی دادستانی کل کشور (61 تا 64) در مصاحبه با روزنامه اطلاعات می‌گوید:« تا نبض مسلمین در دست ولی فقیه نباشد، فشار و بدبختی ادامه خواهد داشت.» صانعی در دیدار با اعضای گشت‌های ثارالله در جواب این سؤال که چه کنیم برخی افراد به گشت‌ها جواب نمی‌دهند، می‌گوید:«آنها نمی‌توانند بگویند، آزاد هستم. خیر. تو آزاد نیستی، تو از این آزادی‌ می‌خواهی آزادی را ببری... باید اینها از شما بترسند، ضدانقلاب آنقدر باید از شما بترسد که عکس شما را ببیند فرار کند و اگر این جور شد مسلمان صددرصد هستید.» (روزنامه جمهوری 11/12/61)

یوسف صانعی

دگردیسی و مخالفت با آموزه‌های حضرت امام(ره)

از نظر بسیاری از فقیهان و کارشناسان، مکتوبات و دیدگاه‌های صانعی در باب فقه و افتاء، باب بسیاری از احتیاط‌ها را بسته است و وی پیرامون برخی قواعد مشهور میان قاطبه علما، دست به نوعی تابوشکنی و نوگرایی زده است.

1-‌ وی صاحب کتاب«مجمع‌المسائل» است که در شیوه پاسخگویی از تساهل و تسامح میرزای قمی الگو گرفته و به‌زعم طرفدارانش، صانعی در باب فقه توصیه جواهر به شیخ انصاری را همواره مورد توجه قرار داده است که: «از احتیاط‌های خود بکاه، زیرا دین اسلام، شریعت آسان است!»

2-‌«برابری دیه غیر مسلمان با دیه مسلمان» و «تساوی غیرمسلمان و مسلمان در قصاص» از دیدگاه‌های بحث برانگیز وی در مورد غیرمسلمانان است. صانعی در حوزه زنان نیز دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به حضرت امام(ره) و اکثر مراجع دارد:«عدم شرطیت مرد بودن در مرجعیت دینی، کلیه مناصب حکومتی و قضاوت» و «تساوی زن و مرد در قصاص نفس و دیه و اطراف آن» و... شاید به همین دلیل است که برخی او را یک روحانی «طرفدار فمینیسم» و «روحانی اصلاح‌طلب» می‌دانند و بدین خاطر هم در پایگاه اینترنتی دفتر وی، بیشتر کفه اختصاصی آن در مورد حقوق زنان بر جنبه عمومی‌اش می‌چربد.

3-‌ در مورخه 22/7/86، آقای صانعی در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین در تضادی آشکار با نظر حضرت امام(ره) می‌گوید:«باید تلاش کنیم به همه بفهمانیم که خدا کسی را در امور سیاسی قیم مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاکم بر سرنوشت خویش قرار داده است.» در حالی که حضرت امام(ره) در نامه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس دوم آنگونه که در صحیفه امام جلد 19 صفحه 43 آمده است، بیان می‌دارد:«هرچند فقهای جامع‌الشرایط از طرف معصومین نیابت تمام در امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امر در غیبت کبری موکول به آنان است، اما این امر غیر ولایت کبری است که مخصوص به معصوم باشد...»

4- شیخ صانعی در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد ملی مورخه 7/2/87 در تضادی دیگر با آموزه‌های امام راحل می‌گوید:«ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلامی ضروری است اما نه به دلیل نسخ! بلکه بر همان مبنایی ‌که میرزای قمی فرموده که حدود تنها اختصاص به زمان حضور امام معصوم (ع) دارد.» در حالی که حضرت امام(ره) در این زمینه می‌فرمایند:«بدیهی است ضرورت اجرای احکام که تشکیل حکومت رسول اکرم(ص) را لازم آورده، منحصر و محدود به زمان آن حضرت نیست و پس از رحلت رسول اکرم (ص) هم ادامه دارد. طبق آیه شریفه، احکام اسلام محدود به زمان و مکان نیست و تا ابد باقی و لازم‌الاجراست»(کتاب حکومت اسلامی- حضرت امام(ره)- صفحه 29)

 صانعی، انتخابات دهم، «فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا»

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، فرصت خوبی بود تا صانعی در کنار كسانی چون حسینعلی منتظری، محسن کدیور و عبدالله نوری، کانون توجه جریانات اپوزیسیون و نیز عوامل سازمان سیا و m16 انگلیس قرار بگیرد تا شاید تز انگلیسی«تفرقه بینداز و حکومت کن» توسط وی در جمهوری اسلامی موفق شود.

1-‌ در بهمن ماه 81 در پی رفع حصر از حسینعلی منتظری، اولین روحانی است که همراه با آیت‌الله اردبیلی به ملاقات وی می‌رود.

2-‌ در مهرماه 85 در ملاقات با اعضای طیف غیرقانونی تحکیم وحدت (علامه) می‌گوید:«اگر دیدید می‌خواهند با مذهب شما را از بین ببرند، شما هم با استفاده از مذهب مقابله کنید چرا که دفاع هم باید از جنس حمله باشد وقتی شما را به بی‌مذهبی متهم می‌کنند باید تا حدی به سمت مذهب بروید... به هر حال جنگ مذهب با مذهب است نه با بی‌مذهبی» ...

... (بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید) :

ادامه نوشته

شعر سبز داداشی

متن کامل این سروده را در ادامه مطلب ملاحظه بفرمایید :

ادامه نوشته