خسته شديم... از نوع كوفتگي مغزي-روحي-جسمي و روزمرگي و افسردگي مزمن! البته شما رو نميدونم! خودم رو ميگم... خسته شدم... ديگه نميكشم... ديگه تحمل ندارم... سیاست زده شدم...! هرروز بيام اينترنت و پيگيري اخبار و جنگ و دعواها و بي اخلاقي ها و بي شرمي هاي سياسي و غيره كه مطالعه و دنبال كردن اونها چيزي جز اعصاب خردي براي آدم نداره... مگه سرم درد ميكنه كه اينقدر خودمو و شما رو اذيت كنم؟!
ماه میهمانی خدا می آید بخاطر همین روزه سکوت می گیرم ![]()
تا با فراغ بال بیشتری از برکات فراوان این ماه دوست داشتنی استفاده کنم.
به شما هم توصيه مي كنم حداقل در اين ماه، روزه سكوت سياسي بگيريد! و از بحثهاي بي فايده بپرهيزيد...
اگر بعد از ماه مبارک رمضان باز هوس وبلاگ نویسی کردم و سرم دوباره برای این جنگ و دعواها درد گرفت برمی گردم و باز هم همان آش و همان کاسه... اما شاید هم هیچوقت برنگشتم...! اما هرچه باشم و هرکجا باشم دلم و قلبم برای ایران اسلامی می تپد و همواره برای سربلندی و عزت مردم عزیز کشورم دعا می کنم...
از همه شما دوستان عزیز هم اگر کسی از دست من رنجیده است عذرخواهی می کنم و از همه طلب حلالیت می کنم...بخاطر حضور دلگرم كننده و نظرات مفيدتان در اين وبلاگ هم بي نهايت متشكرم... لطفا در صورت تمایل ایمیلتان را بگذارید تا بعدا با هم در ارتباط باشیم...
اگر برگشتم که برگشتم... وگرنه برنمی گردم...!!
ضمنا اصلا دوست ندارم این مطلب، سیاسی بشه! بخاطر همین هیچ نظر سیاسی ندید که تایید نمیشه! اگر نظر سیاسی مهمی داشتید که خواستید بیان کنید، لطفا در پست های قبلی ارسال کنید...
اين بنده سراپاتقصير، ياد شما خواهم بود... شما هم توی این ماه عزیز و مخصوصا شبهای قدر، ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید... ![]()
یا عــــــلی ؛ خدانگهــــــــدار ![]()

روزه سکوت می تونه نماد سکوت از غیبت و تهمت و سخنان لغو باشه .
می تونه نماد سکوت فکری و پر نکشیدن قوه خیال به هر ناکجا آباد باشه .
می تونه نماد خلوت با خدا باشه تو این ماه مبارک که از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟!
می تونه نماد مرخصی استعلاجی برای یه وبلاگ نویس باشه .
می تونه نماد خسته شدن از اين وضعيت خسته كننده باشه.
می تونه سکوت از رضایت نباشه ، دله اهل شکایت نباشه .
می تونه به قول یه نویسنده انگلیسی جواب غیر قابل پاسخ باشه .
می تونه راه رسیدن به فریاد باشه ، گر سکوت خویش را می داشتم /زندگی پر بود از فریاد من.
می تونه اوج فریاد باشه .
آهاااااای
اینم به یک زبان دیگه:
صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن
روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است .
(حضرت امیرالمومنين علي علیه السلام )
تعلم تعلم و اصمت تسلم
تحصیل علوم کن تا عالم شوی و کمتر حرف بزن تا سالم بمانی .
(حضرت امیرالمومنين علي علیه السلام )
لاتتکلمن فیما یعنیک حتی تری للکلام موضعا
تا زمانی که برای کلامت موقعیت پیدا نکردی از سخن گفتن خودداری کن .
( امام حسین علیه السلام )
النوم راحه للجسد و النطق راحه للروح و السکوت راحه للعقل
خواب آسایش بدن است و سخن آسایش جان و سکوت آسایش عقل و خرد است .
( اما جعفر صادق علیه السلام )
ان الصمت باب من ابواب الحکمه
سکوت و خاموشی خود یکی از راه های تحصیل علم و حکمت به شمار می آید .
( امام رضا علیه السلام )
ان الصمت یکسب المحبه انه دلیل علی کل خیر
سکوت و خاموشی باعث جلب محبت دیگران و خود راهنمای تمام خوبی ها است .
( امام رضا علیه السلام )
![]()
در دنیای امروز که حتی خصوصیترین رفتارها و اظهارات شخصیتها نیز از تیررس رسانههای اینترنتی، صوتی و تصویری در امان نیست، هر روز اخبار تأملبرانگیز، شگفتآور، ترسناک و گاه خندهآوری از اظهارات و مواضع افراد شناخته شده، فضای رسانهای موجود را در مینوردد و چشمها و گوشهای بسیاری را به خود متوجه میسازد.
این موضوع بویژه در ایام پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم در ایران، مصادیق زیادی یافت و طی آن بارها مواضع و سخنان شخصیتهای مختلف بر صدر رسانهها قرار گرفت و موجی از واکنشها را برانگیخت.
این بار اما نوبت به شیخ یوسف صانعی رسیده تا از نردبان مطالب سایتهای خبری و دیگر رسانهها بالا رود و بر قله آنها بنشیند.
براي دانلود فايل تصويري اینجا كليک كنيد.
البته صانعی در جریان آشوبهایی پس از انتخابات نیز، چندین بار به مدد بیانیههایی که در حمایت از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و آشوبگران معترض و مخالفت با احمدینژاد منتشر کرد، به خبر اول رسانهها بهویژه رسانههای بیگانه تبدیل شده بود.
این روند اما، ادامه یافت و رسانههای خبری پرده دیگری از "کینه" شیخ یوسف را از رئیس جمهور دهم، افشا کردند.
بر این اساس، صانعی که در هفتههای گذشته بارها در حمایت از آشوبگران، نظام را متهم کرده و تلویحاً شخصیتهای انقلابی را مورد اهانت قرار داده بود، اخیرا نیز در اقدامی عجیب احمدینژاد را "حرامزاده" خواند!

وی که خود را "مرجع تقلید" میخواند، در جمع تعدادی از روحانیون همنظرش در گرگان، با اشاره به مراسم تحلیف رئیس جمهوری در مجلس گفت: "در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند میخورند، این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیره است. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو میبینه".
اهانت بیسابقه و تعجببرانگیز صانعی به رئیس جمهور کشور که حدود دو ماه پیش با کسب بیش از24،5 میلیون رای، بار دیگر از مردم ایران رای اعتماد گرفته،در حالي منتشر مي شود كه فيلم اين فحاشي اكنون در خروجي سايت هاي مخالف نظام در دسترس است با اين وصف، براي يوسف صانعي ممكن نيست تا با تكذيب صوري شانه از بار مسئوليت بيان چنين سخنان مجرمانه اي خالي كند.
البته این فحاشی علاوه بر اینکه مفهوم ادعاهای صانعی و کاندیدای محبوبش را درباره "اخلاقمداری" و "ادب" بر همگان روشن ساخت، جایگاه این شیخ را در میان علما و مراجع قم نیز بیش از پیش افشا کرد.
صانعی که نقش پررنگی در همراهی موسوی برای ادامه آشوبها و گسترش دامنه آنها ایفا کرده، حتی از سوی رسانههای ضد ایرانی بیگانه با عنوان "آیتالله العظمی" یاد میشود تا بدین وسیله به سخنان و ادعاهای وی جنبه واقعی بخشیده شود.
ادعاهایی صانعی با درخواست موسوی و با تاکید بر "تقلب" کلید خورد اما پس از آنکه هیچ سند و دلیلی برای اثبات آن وجود نداشت، اکنون وارد فاز اتهامزنی و اهانت به نظام و منتخبان ملت ایران شده، به گونهای که دست از ادب و نزاکت و منطق شسته و بدون دلیل روی به فحاشی به بالاترین مقام اجرایی آورده است.
اما نکتهی روشنی که بعید است صانعی با توجه به ادعایش مبنی بر مرجع تقلید بودن از آن بیخبر باشد، مجازات شرعی و قانونی اتهامی است که او به احمدینژاد وارد ساخته است.
البته شاید او انتظار افشای این فحاشیها را به منتخب مردم ایران نداشته اما به هر روی با انتشار فايل صوتي چنين سخناني هرگونه شکایتی از او مستوجب حد خواهد بود.
طبق قانون مجازات اسلامی هر کسی اتهامی را به شخص دیگری نسبت دهد و نتواند صحت این انتساب را ثابت کند، اگر مستوجب حد نباشد، به یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکى از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.
اما ماجرای اظهارنظرهایی که شامل حدود و تعزیرات میشود، به شیخ یوسف خلاصه نمیشود.
مهدی کروبی نیز اخیرا در نامهای به هاشمی رفسنجانی بدون ذکر نام قربانیان و متجاوزان ادعایی و حتی یک سند، به صراحت مدعی تجاوز جنسی به زندانیان پسر و دختر شده بود که پس از تحقیق مسئولان کذب بودن آن آشکار شد.
به نظر می رسد اظهارات کروبی نیز همچون صانعی شامل این حکم اسلامی میشود چرا که "اگر کسی به یک مؤمن یا مؤمنه نسبت فحشا بدهد و نتواند آن را با 4 شاهد اثبات کند، اولاً این شخص گناهگار و فاسق است مگر اینکه توبه کند، ثانیاً باید 80 ضربه شلاق بخورد."
در این میان احمدینژاد که در دوره چهارساله مسووليتش در دولت نهم آماج حملات به ظاهر انتقادي قرار مي گرفت، طی هفتههای پیش و پس از انتخابات هدف فحاشی و تهمتها شگفتآوری قرار گرفته است.
با اين حال احمدي نژاد تاکنون موضع خاصی عليه سخنان مجرمانه صانعي اتخاذ نکرده است. /منبع: رجانیوز/
ليست كامل وزراي پيشنهادي احمدينژاد به مجلس
رئيس جمهور چهارشنبه شب طي نامهاي ليست كامل وزراي پيشنهادي خود را به مجلس شوراي اسلامي معرفي كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، ليست كامل وزراي پيشنهادي دولت دهم به همراه چكيدهاي از سوابق وزراي پيشنهادي كه از سوي خبرگزاري فارس به آن اضافه شده، بدين شرح است:

* وزارت علوم تحقيقات و فناوري: كامران دانشجو
(دانشجو كه داراي دكتراي مكانيك با گرايش هوافضا است، پيش از اين در دولت نهم قائم مقام و معاون سياسي وزارت كشور، رئيس ستاد انتخابات كشور و استاندار تهران بوده است)
* وزارت كشور: مصطفي محمدنجار
(محمدنجار كه داراي مدرك مهندسي مكانيك در رشته طراحي جامدات و فوق ليسانس در رشته مديريت اجرايي با گرايش مديريت استراتژيك است، پيش از آنكه در دولت نهم به عنوان وزير دفاع منصوب شود، فعاليتهاي متعدد مديريتي در سپاه پاسداران و وزارت دفاع داشته است)
* وزارت امور خارجه: منوچهر متكي
(متكي كه داراي كارشناسي علوم اجتماعي از دانشگاه بنگلور هندوستان و كارشناسي ارشد روابط بين الملل دانشگاه تهران است، در دولت نهم نيز وزير خارجه بوده و پيش از آن نمايندگي دورههاي اول و هفتم مجلس شوراي اسلامي و سفير ايران در آنكارا و توكيو بوده است)
* وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي: سيدمحمد حسيني
(حسيني كه داراي دكتراي فقه و مباني حقوق اسلامي از دانشگاه تهران است، در دولت نهم معاون پارلماني و قائم مقام وزارت علوم بوده و پس از عليرضا علياحمدي رياست دانشگاه پيام نور را نيز بر عهده داشته و پيش از آن نيز نمايندگي مجلس پنجم و مدير عاملي انتشارات سروش و معاونت سازمان صدا و سيما در زمان رياست لاريجاني را در كارنامه خود دارد)
* وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات: رضا تقيپور (تقيپور كه در دولت نهم معاون وزير ارتباطات و رئيس سازمان فضايي كشور بوده است. مديريت عامل صنايع مخابرات ايران و مديريت كلان پروژه ماهوارههاي كوچك، از جمله سوابق مديريتي رضا تقي پور در سال هاي اخير است)
* وزارت كار و امور اجتماعي: عبدالرضا شيخالاسلامي
(شيخالاسلامي كه داراي دكتراي مهندسي عمران است، ابتدا در دولت نهم به استانداري استان هرمزگان منصوب شد اما در پي وزير شدن الهام، رئيسدفتر رئيسجمهور و با حفظ سمت به رياست گروه مشاوران جوان رئيسجمهور منصوب شد و چندي پيش نيز به عنوان دستيار ويژه رئيسجمهور در سازماندهي نيروي انساني منصوب شده است)
* وزارت آموزش و پرورش: سوسن كشاورز
(خانم كشاورز كه داراي دكتراي فلسفه تعليم و تربيت است، از سومين سال دولت نهم تاكنون معاون وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان آموزش و پرورش استثنايي بوده است)
* وزارت نفت: سيدمسعود ميركاظمي
(ميركاظمي كه داراي دكتراي مهندسي صنايع از دانشگاه تربيت مدرس است، در دولت نهم وزير بازرگاني بود و پيش از آن نيز رئيس دانشگاه شاهد و رئيس مركز مطالعات بنيادي سپاه از جمله سوابق وي است)
* وزارت نيرو: محمد عليآبادي
(عليآبادي كه داراي مهندسي عمران است، معاون عمراني شهردار سابق تهران بود و در دولت نهم نيز معاونت رئيسجمهور و رياست سازمان تربيت بدني را بر عهده داشت)
* وزارت بازرگاني: مهدي غضنفري
(وي در دولت نهم معاون وزير بازرگاني در توسعه روابط اقتصادي و رئيس كل سازمان توسعه تجارت ايران بوده است)
* وزارت مسكن و شهرسازي: علي نيكزاد
(نيكزاد كه داراي كارشناسي ارشد عمران است در دولت نهم معاون عمراني وزير كشور، رئيس سازمان شهرداريها و استاندار اردبيل بود و پيش از آن نيز در دولت هشتم معاونت عمراني استانداري لرستان را بر عهده داشت)
* وزارت راه و ترابري: حميد بهبهاني
(بهبهاني كه داراي دكتراي تخصصي عمران با گرايش حمل و نقل و ترافيك از دانشگاه كينزول فلوريدا است، در دولت نهم پس از رحمتي به عنوان وزير راه منصوب شد و پيش از آن نيز به عنوان معاون برنامهريزي و اقتصاد حمل و نقل در همين وزارتخانه مشغول بكار بوده است)
* وزارت جهاد كشاورزي: صادق خليليان
(صادق خليليان داراي دانشنامه دكتراي اقتصاد طبيعي دانشگاه تربيت مدرس است. سابقه تدريس دو دهه اقتصاد كلان و اقتصاد سنجي و همچنين معاون امور اقتصادي و برنامهريزي وزارت جهاد و كشاورزي را در كارنامه خود دارد.)
* وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح: احمد وحيدي
(وحيدي كه در دولت نهم جانشين وزير دفاع بوده و با حكمي از سوي رئيس جمهور به عنوان نماينده نيروهاي مسلح در تدوين برنامه پنجم منصوب شده بود، در دوران وزارت دفاعي شمخاني معاونت طرح و برنامه اين وزارتخانه را بر عهده داشت.
رياست كميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي مجمع تشخيص و مسئوليت معاونت طرح و برنامه وزارت دفاع نيز از ديگر مسئوليتهاي وي به شمار ميرود)
* وزارت بهداشت، درمان و اموزش پزشكي: مرضيه وحيد دستجردي
(وحيددستجردي كه داراي درجه تخصصي در رشته زنان از دانشگاه علوم پزشكي تهران است، سوابق متعدد پزشكي را در كارنامه خود دارد و در دورههاي چهارم و پنجم نيز نماينده مجلس شوراي اسلامي بوده است.)
* وزارت رفاه و تامين اجتماعي: فاطمه آجرلو
(آجرلو كه داراي كارشناسي ارشد روانشناسي شخصيت و دانشجوي دكتراي روانشناسي تعليم و تربيت است، در مجلس هفتم و هشتم نماينده كرج ،اشتهارد و آسارا بوده است.)
* وزارت اطلاعات: حيدر مصلحي
(مصلحي ضمن تحصيلات حوزوي، تحصيلات خود را در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد با گرايش الهيات و معارف اسلامي در موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) پشت سر گذاشته است. وي كه نمايندگي ولي فقيه در نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروي مقاومت بسيج را در كارنامه خود دارد، در دولت نهم ابتدا مشاور رئيسجمهور بود و اكنون نيز مشاور و نماينده رئيس جمهور در دانشگاه مذاهب اسلامي است و نمايندگي وليفقيه و سرپرستي سازمان اوقاف و امور خيريه را بر عهده دارد.)
* وزارت صنايع و معادن: علياكبر محرابيان
(محرابيان كه داراي مدرك مهندسي عمران از دانشگاه علم و صنعت است، در دولت نهم وزير صنايع بود و پيش از آن مديرعامل شركتهاي شهروند و رفاه، نماينده رئيس جمهور در ستاد تبصره 13، رئيس سازمان عمران و مشاور محمود احمدي نژاد نيز بوده است.)
* وزارت امور اقتصاد و دارايي: سيدشمسالدين حسيني
(حسيني كه داراي دكتراي اقتصاد است، در دولت نهم وزير اقتصاد بود و پيش از آن نيز مدير كلي دفتر بينالملل و روابط عمومي وزارت نيرو و مديركل دفتر مطالعات اقتصادي وزارت بازرگاني را در كارنامه خود دارد.)
*وزارت تعاون: محمد عباسي
(عباسي كه داراي مدرك دكتراي مديريت، در دولت نهم نيز وزير تعاون بود و پيش از آن نمايندگي مردم گرگان در مجلس هفتم را بر عهده داشت.)
* وزارت دادگستري: سيدمرتضي بختياري
(وي پيش از اين استاندار اصفهان، مدير كل دادگستري استان خراسان رضوي، معاون قوه قضائيه و رئيس سازمان زندانهاي كشور و مدير كل دادگستري استان فارس بوده است و داراي مدرك حوزوي است.)
طی هفته های اخیر، فایل صوتی و متن سخنان دکتر محمدباقر قالیباف، در انتقاد از دولت دکتر احمدی نژاد در برخی سایت ها منتشر شده است.
قالیباف در این اظهارات که ۷ ماه قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری گفته شده و اولین بار بصورت یک فایل صوتی منتشر شد، به انتقادات شدیدی از احمدی نژاد می پردازد و دست به افشاگری هایی می زند. گفتنی است قالیباف تاکنون این اظهارات منتسب به خویش را تکذیب نکرده است.
بخش هایی از اظهارات قالیباف، در پی می آید:
این صحبتهایی که میخواهم بگویم، همه اش با چند سند و مدرک است و من مدیون شما و همه اون شهدای جنگ هستم، اگر سخن ناحق و بی اساسی بگویم.
فضای سیاست فضا کثیفی است، حتی من که حالم از سیاست بهم می خورد همین الان در این فضای کثیف و منجلاب حرکت می کنم.
احمدی نژاد را آدم سالم و صادقی در کار نمی دونم، انقلابی هم نمیشناسمش، راستگو هم در کارش نمیشناسم، بعنوان یک شخص ولایی هم قبولش ندارم. بعنوان مثال همان اول، آقا به احمدی نژاد گفتند این مشایی را نذار رییس میراث فرهنگی. احمدی نژاد محل نگذاشت و وقتی آمد پیش آقا که حکم مشایی را رسما داده بود و رهبری را در مقابل عمل انجام شده قرار داد. یا مثلا آقا بهش گفتند آقای قالیباف را بیار توی دولت، اما احمدی نژاد گوش نکرد که نکرد.
یکی از وزرای رئیس جمهور همسر فرانسوی دارد. / یکی از وزرای کابینه شُرب خمر می کند.
پرفسور مولانا بورسیه پنتاگون است.
مشایی منافق بود و همسرش هم جزء منافقین بوده و بعدها که بازجوی او در زندان می شود با همسرش ازدواج می کند
هم احمدی نژاد برای انقلاب خطر است و هم هاشمی رفسنجانی.
آقای احمدی نژاد حتی سابقه یک ساعت و یک روز جبهه را ندارند.
احمدی نژاد حتی یک روز سابقه ی قبل از انقلاب ندارد، حتی یک سیلی در راه انقلاب نخورده است، اگر بوده بیاید بگوید/ احمدی نژاد اگر یک روز در جبهه بوده تاحالا هزار بار گفته بود
احمدی نژاد در دوران تسخیر لانه ی جاسوسی خطاب به دانشجویان گفت که "چرا رفتید سفارت امریکا را تسخیر کردید و حتی او ، پس از تایید امام (ره) در مورد قضایای تسخیر لانه ی جاسوسی می گوید: این چه کاری بود که امام آمد کرد و این کار غلط را تایید کرد؟!
اگر نفت به زیر ۵۰ دلار برسد کشور به لحاظ اقتصادی کاملا” فلج شده و در حالی که با آقای مفیدی که حاضر در جلسه بوده اند هم سخن می شود می فرماید آقای مفیدی شما کارشناس امور برقابی هستید وقتی کشور را آقای احمدی نژاد تحویل گرفت چقدر برق داشتیم ؟ و آقای مفیدی جواب می دهند ۳۶ هزار مگاوات.در صورتیکه آقای احمدی نژاد در حضور آقا اعلام کردند ۱۲ هزار مگا وات اضافه تولید نسبت به گذشته داریم یعنی ۴۸ هزار مگاوات . اگر چنین باشد ما نباید مشکل برق داشته باشیم و از اطرافیان آنرا می پرسند و ادامه می دهند در حالیکه حتی اگر خشکسالی هم موجب کمبود برق باشد ما فقط ۹ درصد تولید برق از طریق سدها داریم من در جلسه ای که آقای احمدی نژاد توضیح می داد می دیدم که همه در گوشی صحبت می کنند و لبخند می زنند.
آقای رحیمی بسیار بدتر از کردان است . رفته بودند به رحیمی گفته بودند که یک چیزی مدرکی علیه قالیباف پیدا و منتشر کن. به آقای رحیمی گفتم : من که مدار کم رو است بیائید ببرید، ولی اگر مصلحت باشد تمام کارهای تو و امثال تو را رو می کنم.
کردان به خاطر کاری که کرده بود، حتی بچه اش و زنش هم نمی خواستن ببینندش
این هوشنگ امیراحمدی که یک شخص کثیفی است به دستور آقا ممنوع الورود شده در دولت اخیر، 5 بار با آقای احمدی نژاد دیدار داشته است! برای اینکه با ذلت با امریکا مذاکره کنیم... اینهایی که گفته می شود شعار مبارزه و مخالفت با آمریکا همش کذب و دروغگویی هست.
اگر من بیایم از دزدی هایی که در شهرداری آقای احمدی نژاد شده بگویم که ... از کارچاق کن هایی که آقای احمدی نژاد داشته والان اون کارچاق کن شده استاندار ایشان!
اگر نبود دفاع های مقام معظم رهبری از دولت، تاحالا بارها مجلس هشتم طرح عدم کفایتی احمدی نژاد را وسط اورده بود.
نباید حمایت های رهبری از دولت احمدی نژاد را به حساب قوی بودن دولت ایشان بگذاریم بلکه باید به حساب ضعف ایشان بگذاریم.
اگه این سخنانم دروغ باشد همین جا بخوابانینم و ۸۰ ضربه شلاق بزنید ولی اگه راست گفته باشم نامرده کسی که عزلش نکنه!
اگر روزی قرار باشد این مسائل را بگویم، همه ی این مسائل را با صراحت کامل می گویم.
در چند روز اخیر موج جدیدی در رسانه های حامی دولت علیه برخی از افراد ذینفوذ و موثر کشور شکل گرفته است که در آن افرادی چون لاریجانی و توکلی بعنوان سیبل، آماج بدترین حملات و غیر اخلاقی ترین عبارات قرار گرفته اند.

در این موج، مدارک تحصیلی این افراد بر اساس برخی شواهد ذهنی و دستمایه قرار دادن اشکالات غیرمستند زیر سوال رفته است. مشابهت و تبعیت صحنه گردانان این موج از رویه توکلی به هنگام جعلی خواندن مدارک تحصیلی کردان و شکل گیری کردانیسم بخوبی از یک پاتک رسانه ای خبر می دهد.
جدا از صحت و سقم موضوع، پاسخ به چند پرسش اصلی و اساسی ضروری است و آن اینکه چرا حامیان دولت الان اقدام به چنین افشاگری کرده اند و چرا این اشخاص را برای پیشبرد کارشان برگزیده اند و مهمتر از همه چرا اینگونه کلید کار را زده اند؟!
پاسخ به سوال اول را می توان در سوء استفاده این گروه از حساسیت بالای مردم به اینگونه مسائل بعد از ماجرای کردان و رحیمی جستجو کرد و از سوی دیگر آن را ناشی از سطحی ترین برداشت طراحان میتوان دانست که بر این باورند فضای قابل تنفسی را به زعم خود در این آلوده بازار می توانند برای پوشش وخنثی کردن دولتمردانی چون کردان و رحیمی می توانند فراهم سازند.
مهمترین موضوع در این میان بحث گزینه های انتخاب شده توسط این جریان است. لاریجانی و توکلی به عنوان سردمداران جریان اصولگرایی در مجلس توانستند در چند سال اخیر خط مشی کاملاً مستقل و در بیشتر اوقات در مخالفت با زیاده خواهی دولت اتخاذ کنند.
به نظر می رسد در آستانه معرفی وزرای کابینه دهم به مجلس و بروز برخی مخالفت های جدی و ارسال سیگنالهای انتقادی از سوی نمایندگان مجلس و طرح شائبه هایی در خصوص تلاش دولت در معرفی افراد ضعیف به مجلس ،حامیان دولت بر آن شده اند تا با انتخاب سر حلقه ها و افراد شاخص و اصلی در مجلس هرگونه مخالفت احتمالی با وزرای کابینه را هدف قرار داده و بالا بردن هزینه های اجتماعی و سیاسی آنها اینگونه افراد را به محاق فرو برند و فرصت و قدرت مانور در صحن علنی مجلس را به جهت تاثیرگذاری آنها بر طیف اصلی مجلس کاهش دهند.
اما در دیگر سو علتی عمیق از حس حمایت بی شائبه از دولت پشت سرانتشار چنین خبرهایی است و آن اینکه برخی رسانه ها و پایگاههای خبری حامی دولت که از روزهای آغازین انتخاب دکتر احمدی نژاد مورد غضب قرار گرفته اند، با این دستاویز در صدد برگرداندن روزهای رویایی قدرت و سیطره خود بر اغلب پایگاههای خبری و مراکز اطلاع رسانی دولت هستند که این روزها چون ماهی در حال لغزیدن از دستان آنها است.
موضوع دیگر اینکه کم اطلاعی و متأسفانه بی سوادی برخی رسانه ها در انعکاس این اخبار سبب شد تا عدم آشنایی آنها به چگونگی کسب مدارج عالی علمی در خارج و حتی داخل کشور زمینه ساز شبهه و توهم نسبت به برخی سیاسیون شود.
هرچند تخلفات احتمالی صورت گرفته از هر کس و در هر مقام و موقعیتی پذیرفته نیست اما تا که گوید و چه گوید و چرا گوید و چه خواهد؟
مضاف بر اینکه شخصیت های اصلی پشت این رسانه ها که آهنگ وداع آنان از دولت به صدا در آمده نیز پرونده شفافی در هیات علمی شدن و دکترا گرفتن و استادی دانشگاه اخذ کردن ندارند. پایگاه خبری تحلیلی جهان، نه به عنوان طرفدار توکلی و لاریجانی بلکه به عنوان رسانه متعلق به جریان اصولگرایی اصیل آماده است تا به افشاگری درباره برخی مسائل پشت پرده بپردازد...
پاسخ تند دکتر علی مطهری به شریعتمداری
در پی درج مقالهای در روزنامه کیهان، خطاب به دکتر علی مطهری، وی در نامهای پاسخ خود را برای این روزنامه فرستاد که متأسفانه این نامه در کیهان به طور کامل بازتاب داده نشد.
در توضیحی که دکتر مطهری برای «تابناک» فرستاده شده، آمده است:
توضیح: نظر به اینکه روزنامه کیهان از درج متن کامل پاسخ اینجانب به مقاله «آقای علی مطهری بخواند» خودداری و تنها یک چهارم آن را در روز دوشنبه ۱۹/۵/۸۸ درج نمود و سپس اتهاماتی به این جانب وارد کرد که علاوه بر هویدا بودن نشانههای خامی و کم سوادی از آن ـ مانند این که قیاس در منطق را بی پایه ترین نوع استدلال دانسته است ـ که پاسخ آنها در بخش چاپ نشده مقاله اینجانب موجود بود، لذا متن کامل پاسخ خود را در اختیار آن رسانه محترم قرار میدهم تا ظلم کیهان که با همه منتقدان به همین شیوه رفتار میکند، بر مردم شریف ایران به ویژه بسیجیان عزیز آشکارتر شود.
متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان:
آقای حسین شریعتمداری بخواند
در شماره پنجشنبه 15/5/88 روزنامه کیهان مقالهای تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلمهایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانتهایی که به شخص اینجانب شده بود در میگذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان مینویسم از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم، میدانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده میشود که مثلا بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولا هدف وسیله را توجیه میکند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج میشود، باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد.
از نظر نگارنده اساسا کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستیهای حکومت، آن هم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار میرود و دوستیهای آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستیهای خاله خرسه است که معمولا ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است.
برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاهها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.
از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقالههایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ میشود روشن میشود و آن این است که اساسا کیهان و برخی روزنامههای دیگری که خود را اصولگرا نامیدهاند، مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه میپردازد و با مذاق توجیهگر آنها سازگار نیست درج نمیکنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمیکنیم، شما هم حق ندارید به روزنامههای دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم! انتقاد میکنیم.
اما درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است: اول این که همان طور که علی ـ علیه السلام ـ «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است. دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند؛ گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر برکفه مقابلش میچربد. حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلا همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابانها کرد و زمینه آشوبها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینهساز آشوبها به شکل دیگر بود.
پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله میتوانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست. اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حداکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن باقی است و فک او را شکستهاند، تحویل خانوادهاش دادند؛ خانوادهای که در این دو هفته از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مسأله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است! ...
«ضرورت حفظ اصلاح طلبان قانون گرا در صحنه سیاست»
وجود آلترناتیو یا بدیل و جایگزین جناح حاکم از ضرورتهای حفظ حق انتخاب شهروندان است. در این مقام توجه به نکاتی چند ضروری به نظر میرسد:
1- جناح منتفد در بستر زمان و با صرف هزینههای اجتماعی موصوف به صفت جایگزین و الترناتیو بودن میشود. این گروه سیاسی با اعلام مواضع انتقادی به هنگام، سعی مینماید تمامی کسانی که از قدرت حاکم دچار نارضایتی میشوند را در زیر چتر خودش جمع نمایند و طبعا با پذیرش مشارکت سیاسی در چهارچوب قانون طیف ناراضی از قدرت را به رفتار قانونمدارانه و حفظ آمادگی جهت حضور پرقدرت در عرصه سیاسی دعوت مینماید. لذا از یک طرف حاکمیت میبایست امکان حضور نیروی جایگزین از طریق انتخابات را در سلسله مراتب قدرت فراهم آورد و از طرف دیگر منتقدین جناح حاکم از هرگونه رفتاری که موجب سلب مشروعیت ایشان و تبدیل شدن ایشان به اپوزیسیون شود خودداری نمایند. طبعا وهن و بیاعتنایی به قانون با مشارکت در چهارچوب قانون سازگار نیست و هیچ حاکمیتی اجازه مشارکت قانونی به کسانی که قانون را زیر پا میگذارند نمیدهد.
2- هر گاه قدرت انتخاب مردم توسط حاکمیت محدود شود به این معنی که مردم نتوانند در چهارچوب انتخابات به خواست خویش مبنی بر نفی دولت و یا کسب اکثریت مجلس به روند جدیدی که دارای دیدگاه متفاوت از قدرت حاکم است دست یابند، با سرخوردگی از حاکمیت سعی مینمایند از طرق غیردموکراتیک فکر و اندیشه متفاوت را حاکم نمایند. در واقع، تنگ شدن دایره بدیل قانونی مساوی است با گسترش اپوزیسیون غیر قانونی. از طرف دیگر نخبگانی که از طریق قانونی قادر به مشارکت در قدرت نیستند در چشم دستهای از مردم به سمت شاخص شدن و اسطورگی میروند و در حقیقت چون بر سریر قدرت نمیتوانند نشست ضعف و تواناییشان شناخته نمیشود و آرام آرام جایگاه ایشان به سطح منجی ارتقا مییابد. نقطه قوت دمکراسی همین است که با تضمین حق انتخاب در حقیقت بقا حکومت مردمسالار را تضمین مینماید؛ چرا که مردم همیشه راه انتخاب بدیل و جایگزین را در قبال حزب حاکم باز میبینند پس دلیلی برای خروج از قواعد حاکم بر نظام سیاسی برای رسیدن به خواست عمومی نمییابند.
3- نبود سابقه طولانی در امر انتخاب در کشور ما موجب شده انتخابکنندگان پس از انتخاب، عواقب و آثار سو احتمالی ناشی از عملکرد منتخب را به دوش دیگر عناصر قدرت میاندازند در حقیقت باور ندارند که خود در تصمیمسازی موثر بودهاند و این امر موجب میشود انتخاب کنندگان قدرت حاکم کمتر به سراغ واقعگرایی و یافتن علل بروز آثار سوء عملکرد جناح حاکم که بعضا اجتنابناپذیر است بروند و به صورت فعال به حمایت از فرد منتخب بپردازند باز همین امر موجب میشود که مردم بیشتر با دید سلبی به سراغ انتخابات بروند بدین معنی که میگوید رای میدهم به فلانی تا فلانی رای نیاورد چنانچه در انتخابات اخیر هم تحلیلی میگوید جناب دکتر احمدینژاد با توجه به دید منفیای که عموم مردم نسبت به اشرافیت حاکم در دوره آقای هاشمی رفسنجانی داشتند فضای انتخابات فعلی را دو قطبی کرد تا برای پیشگیری از حضور مجدد اطرافیان جناب هاشمی و برای نفی مجدد منش فوق به ایشان رای دهند.
4- حال اگر بپذیریم احتمالا در آیندهای نه چندان دور چنانچه سیکل هشت ساله انتقال قدرت در کشور ما حکایت مینماید مردم به دنبال جایگزین با مبانی متفاوت برای جناح حاکم میگردند و باز اگر قبول کنیم که تضمین حیات و بقا مردم سالاری در گرو به رسمیت شناختن واقعی حق انتخاب مردم با خصوصیات فوق است، به این نتیجه میرسیم که برای پیشگیری از تولد اپوزیسیونی قدرتمند که در چشم مردم و نخبگان جناح خاص الترناتیو قدرت حاکم محسوب میشود، میبایست با مدارا سعی نماییم جناح اصلاحطلب را به تمکین نسبت به قانون و فعالیت در چهارچوب قانون والبته با فراهم آوردن زمینه مناسب جهت مشارکت فعال سیاسی این طیف فرا بخوانیم. دراین زمینه تاسف آور است که عدهای شادیکنان هلهله خروج طیفی از نیروهای سیاسی را از صحنه قانونی دنبال میکنند غافل از اینکه حذف بدیل واقعی جناح حاکم، زمینه را برای جستجوی بدیل در چهارچوبهای غیر قانونی نظیر همان انقلاب مخملین فراهم میسازد. حال آنکه طیف اصلاح طلب اگر چه دچار وهم و اشتباهات فاحشی در انتخابات اخیر گردید و برخی از آنان مردود شدهاند، اما بسیاری از آنان سوابق روشنی پیش و پس از انقلاب در حمایت از مبانی نظام دارند و خطرناکتر آنجاست که با حذف چهرههای فوق میدان برای موج سوارانی که به غیر از قدرت به چیزی نمیاندیشند بازمی شود. /نویسنده: حائری شیرازی - الف/
ولادت مسعود حضرت صاحب الزمان(عج) مبارک

نظــر بدهید: مهم ترین توقعات شما از دولت دهم چیست؟
احمدینژاد سوگند ياد كرد خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای كشور كند
دکتر محمود احمدي نژاد، رييس جمهوري صبح چهارشنبه چهاردم مردادماه ۱۳۸۸ در خانه ملت و در برابر نمايندگان مردم در مجلس، رييس قوه قضاييه و اعضاي شوراي نگهبان آيين تحليف را به جاي آورد و متن سوگندنامه را امضا كرد.

به گزارش ايرنا، رييس جمهوري در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال قسم ياد كرد تا پاسدار مذهب رسمي، نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور باشد و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسووليتهايي كه برعهده گرفته، به كار گيرد و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي كشور، ترويج دين و اخلاق، پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازد و از هذگونه خودكامگي بپرهيزد و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كند.
متن سوگندنامه رییس جمهور ایران:
بسم الله الرحمن الرحيم
من به عنوان رييس جمهور در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد ميكنم كه پاسدار مذهب رسمي و نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور باشم و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسووليتهايي كه بر عهده گرفته ام، به كار گيرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي كشور، ترويج دين و اخلاق ، پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازم و از هرگونه خودكامگي بپرهيزم و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است ،حمايت كنم . در حراست از مرزها و استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي كشور از هيچ اقدامي دريغ نورزم و با استعانت از خداوند و پيروي از پيامبر اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام قدرتي را كه ملت به عنوان امانتي مقدس به من سپرده است همچون اميني پارسا و فداكار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم.
مطالب مرتبط:
رهبر معظم انقلاب اسلامی حكم دومين دوره رياستجمهوری محمود احمدینژاد را تنفيذ كردند.

به گزارش فارس، در اين مراسم كه صبح دوشنبه دوازدهم مردادماه 1388 در حسينيه امام خميني (ره) برگزار شد، علاوه بر سران قوا، مقامات لشكري و كشوري نيز حضور داشتند.
در ابتداي اين مراسم صادق محصولي وزير كشور گزارشي از روند برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ارائه داد.
سپس حكم تنفيذ احمدي نژاد از سوي محمدي گلپايگاني رئيس دفتر مقام معظم رهبري قرائت شد.
پس از قرائت متن حكم تنفيذ رياستجمهوري محمود احمدينژاد، اين حكم از سوي رهبر معظم انقلاب به وي اهدا شد و بدين ترتيب احمدينژاد در دومين دوره رياستجمهوري خود، در دولت دهم فعاليت رسمي خود را آغاز كرد.
متن حکم تنفیذ رییس جمهور محمود احمدی نژاد:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
خداوند را سپاس كه بار ديگر ايران را سرافراز و مردم هوشمند ما را به آفرينش حماسهى ماندگار ديگرى موفق ساخت. بيست و دوم خرداد يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت، برگ زرينى شد از كتاب سرنوشت ايران كه مردم ما سطر سطر آن را با همت والا و عزم استوار خود نگاشته و هشيارى و پايدارى خود را به حراست از آن گماشتهاند. حضور هشتاد و پنج درصدى در پاى صندوقهاى رأى در انتخابات اخير، نشانهاى آشكار است از احساس دلبستگى و غيرت و اهتمامى كه اين ملت كهن و پرافتخار، به دسترنج سى سالهى خود ميورزد و اميد و آرزوئى كه به كمال و اعتلاى آن و زدودن كاستىها و كجىها از آن در دل ميپروراند.
اين همه از رحمت و فضل خداوند حكيم و قدير است كه اين بندهى بيقدر و ناتوان و همهى دلهاى متذكر و خاشع، بايد آن را قدر بشناسيم و جبههى شكر بر آستان منعم محبوب بسائيم.
رأى قاطع و بىسابقهى مردم به رئيسجمهور منتخب و محترم، رأى به ويژگىهائى است كه كارنامهى چهارسالهى دولت نهم بدانها زينت يافته است و سمت و سوى گرايشهاى اكثريتِ بىچون و چراى ملت را آشكار ميسازد. اين، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطهطلبان بينالمللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بىوقفه و خستگىناپذير است.
اينها بخشهاى مهمى است از آنچه ملت ايران از منتخبان خود مطالبه ميكند و هر گاه كسى را با اين سمت و سو بشناسد، به او دل ميبندد و با بهرهگيرى از موهبت آزادى كه هديهى انقلاب اسلامى به اين ملت است، او را بر كرسى مسئوليت و مديريت مينشاند.
اينجانب در آستانهى زادروز فرخندهى نجاتبخش بشريت، ولىّ اعظم خدا و امام صالحان حضرت حجةبنالحسن روحى فداه و عجّل اللَّه فرجه، اين عيد بزرگ را گرامى داشته و انتخاب جناب آقاى دكتر محمود احمدىنژاد را در دهمين انتخابات رياست جمهورى تبريك ميگويم و به پيروى از ملت بزرگوار ايران، رأى آنان را تنفيذ و اين مرد شجاع و سختكوش و هوشمند را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب ميكنم. و براى ايشان و همكارانشان توفيق خدمتگزارى به مردم؛ و تلاش در راه اِعلاء كلمهى اسلام؛ و اقدامات بزرگ و ماندگار و شايستهى ملت و كشور عزيز؛ و حركت كوشنده به سوى پيشرفت و عدالت، از خداوند متعال مسئلت ميكنم. و بديهى است كه رأى مردم و تنفيذ اينجانب تا هنگامى است كه ايشان بر اين صراط قويم پايدار باشند.
در پايان با تجليل و تكريمِ نام و ياد امام بزرگوار و شهيدان عالىمقام كه ملت ما موفقيتهاى بزرگ خود را به آنان مديون است، علو درجات و شمول رحمت الهى بر ارواح طيبهى آنان را از خداوند متعال مسئلت ميكنم.
والسلام على عباداللَّه الصالحين
سيّد على خامنهاى
12/5/1388
مطالب مرتبط:
آدرسی کوتاه؛ جهت دسترسی آسان تر به این وبلاگ: www.ahmadinejad.dil.ir
در حالي كه هر لحظه به زمان تنفيذ حكم رياست جمهوري نزديك مي شويم اما همچنان ماجراي مشائي و چندين اقدام هيجاني دكتر احمدي نژاد محل اشكال و ابهام دوست داران و طرفداران دولت منتخب قرار گرفته است.
چرا كه اين ما را عقيده بر اينست كه احمدي نژاد آن طور كه بايد و شايد در اجراي اين حكم ولايي به موقع و با بهترین ابزار و روش ها وارد عمل نشده است.
اين اعتراض كه بايد آن را انكار ناشدني و غير قابل خدشه دانست هر چند وارد است و ما نيز در صف اول منتقدان به رئيس جمهور محترم بود كه چرا و به چه دليل فضايي اين چنين را در اذهان هواداران و دلسوزان انقلاب پديد آورد اما حواشي غليظ تر از متني نيز وجود دارد كه در صورت بي توجهي به آنها و صدور نتيجه قضاوت نهايي، يقينا اجحاف بزرگي در حق احمدي نژاد و آرمان هاي مود اعتماد وي صورت گرفته است.
دكتر احمدي نژاد تنها كسي بود – حتي از ميان مدعيان و پدرسالاران انقلاب – كه داعيه اصلي خود را بر احياي تفكر راستين امام كه همان مباني اصیل اسلام باشد قرار داد و به همين علت، در زماني كه همگان با تكيه بر طبل هاي توخالي روشنفكري و غرب زدگي، الفاظ و تعابير برآمده از تساهل و تسامح را به گوش مردم مي رساندند و فضاي فكري و ذهني جامعه را به مسيري مخالف با اهداف انقلاب سوق داده بودند، گرماي حضور مرد گرمساري شهرداري تهران در كابينه نهم بود كه درخت نيمه خشك شده انقلاب را جاني دوباره بخشيد.
فراموش نخواهيم كرد كه در طي اين چهار سال احمدي نژاد در مقايسه با دوره هاي گذشته كه آنها را بايد دوران كپي برداري بي چون و چرا از غرب دانست ، همواره مورد اعتراض بود كه چرا نظام را دچار پس رفت و عقب گرد تئوريك مي كند؟ همواره بر وي تاختند كه بايد افق رو به جلوي جهاني معيار و ملاك پيشرفت باشد نه ارزش هايي كه خورده خاك هاي سي ساله نشسته بر دوشش ، هم اكنون به تلي از خاك سياه فراموشي مبدل شده است.
از منظر اين افراد احمدي نژاد آينده را در گذشته جستجو مي كرد و براي فردايش، توشه اي از ديروز مهيا كرده بود.
آری اين چنين است. احمدي نژاد همواره مسير خود را با راه رفته بنيان گذار انقلاب و سربازان خونين جامه اش تطبيق داد. هر چند لغزش و خيزش، همواره در طي اين چهار سال در اين طي طريق مشاهده شده است اما تقيد احمدي نژاد به حركت هارمونيك با خواسته ها و چشم اندازهاي امام همواره به دولت نهم و اعضاي آن توفيقاتي را عطا كرده كه در مقايسه با لغزش ها و خطاهايش، كفه سنگيني را به خود اختصاص نمي دهد.
حال رئيس دولتي كه آمد تا به گفته خودش، تير دشمنان وي را هدف قرار دهد نه رهبري را، در يكي از حساس ترين زمان ها و در ايامي كه بدخواهان حماسه اي بزرگ را در حد يك فاجعه به چالش كشيده بودند، لغزشي نابخشودني در به كار گيري افراد نالايق و تعلل در فرامين سكان دار انقلاب تمام طرفداران و دلسوزان نظام و انقلاب را دل شكسته و رنجور كرد.
رنجش خاطري كه در تمامي ابعاد جامعه و با تمام توان به انعكاس آن پرداخته شده و احمدي نژاد در برابر نقدهايي جدي و خشن سر را به زير افكنده و از پاسخ گويي عاجز ماند.
اما بنا به اظهارات رئیس جمهور، وی در اين واقعه دردناك، در صدد به كار بستن چيزي جز خواست اصلي رهبري نبوده است! اما شرايط و اوضاع ناهمگون صحنه سياسي كشور سبب شد تا نتواند آنچنان که باید عمل کند!
با اين حال، در حالي كه كم كاري رئيس جمهور محترم در اجابت سريع دستور رهبر معظم انقلاب هيچ گاه فراموش نخواهد شد، اما بر خلاف آنچه خواست و نهايت مطالبه مخالفان داخلی و خارجی نظام است احمدي نژاد نشان داده و خواهد داد كه بسان گذشته و حتي پررنگ تر از آن خدمت گزاري از خدمت گزاران ولايت است كه تمام هم خود را به جامه عمل پوشانيدن به منويات رهبري به كار بسته است.
اين، مطلبي است كه احمدي نژاد خود پس از ماجراي مشائي در چندين جا به صراحت بيان كرده و از اينكه حساب و كتاب هاي وي براي اجراي هر چه بهتر دستور رهبري با عامليت برخي مسائل بيروني چنين جوي را پديد آورده به شدت اظهار نارضايتي كرده و آينده را بهترين فرصت براي پاسخ به اين بدخواهي ها و تخيلات تفرقه افكنانه دانسته است.
به همين خاطر، باید به مانند ميليون ها نفر باز هم اين فرصت طلايي را در جريان برنامه ها و اهداف عالي دولت نهم دنبال کنیم و تا بدانجا كه اين خط و اين برنامه ها در حال تحقق و اجراست به ياري و مساعدت آن بپردازیم. /جهان نیوز/
اخبار مرتبط:
نتایج کامل نظرسنجی وبلاگ:

شاید اگر تفسیرها، تحلیلها و توجیههای متعصبانه بعضی افراد در دفاع از عملکرد آقای احمدینژاد در ماجراهای اخیر نبود، هرگز این مطلب را نمینوشتم، اما با توجه به همین تفسیرها و تحلیلهای توجیه کنندهی بعضی دوستان و ادامه تصمیمات اشتباه و جنجالی احمدی نژاد ناگزیر به نوشتن هستم.
همه ما بخوبی میدانیم که حوادث روزهای اخیر از وقتی آغاز شد که رییسجمهور محترم، اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان معاون اول خود برگزید. با توجه به حساسیتهایی که در 4 سال گذشته در خصوص آقای مشایی وجود داشت، طبیعی بود که این انتخاب با واکنشهایی روبرو شود. واکنشهایی نه از سوی مخالفان احمدینژاد، که از سوی دوستان، حامیان و طرفداران وی.
ممکن است افرادی اعتقاد داشته باشند که چنین اعتراضهایی مقابل حق طبیعی رییسجمهور در انتخاب معاونان و همکاران خود، نوعی زیادهخواهی، سهمخواهی و دخالت در کار دولت باشد، اما این اتهام تنها در صورتی قابل قبول است که ما عضو جناحی سیاسی باشیم و حقیقتا به دنبال سهمخواهی از دولت آینده کشور باشیم، اما بخش زیادی از معترضان را دانشجویان، طلاب و حامیان عادی احمدینژاد تشکیل میدهند، نه احزاب و جناحهای سیاسی. همان حامیانی که رهبر انقلاب در نامهی خود به احمدینژاد، ناراحتی و سرخوردگی آنها را به وی گوشزد کرد و از او خواست که بخاطر جلوگیری از ناراحتی آنها، در تصمیم خود تجدید نظر کند.
نکته بعدی اینست که ببینیم معترضان و منتقدان چرا با انتخاب آقای مشایی مخالف بودند؟ ما با آقای مشایی دعوای شخصی و خصوصی نداریم، همه حرف ما درباره جایگاهی است که به وی سپرده شده بود. حرف ما اینست که با توجه به تفکرات و عقاید آقای مشایی، تصدی چنین پستی برای او نمیتواند قابل قبول باشد.
اختلاف ما با آقای مشایی بر سر مسائلی ساده و ناشی از تبلیغات رسانه ای و حسادت ما نیست. واقعیت اینست که در 4 سال گذشته سخنان و مواضعی از آقای مشایی دیده و شنیده شده است که به هیچ وجه نمیتوان از آن دفاع کرد. اگر دو یا سه سال پیش، مواضع وی را ناشی از اشتباهات او در سخنرانیها می دانستیم، امروز دیگر برای ما مشخص شده که رحیم مشایی با اعتقاد تمام به افکار خود به دنبال مسائلی است که برای ما قابل قبول نیست. فراموش نکنیم اگر بخشی از اقدامات انجام شده و در دست اقدام آقای مشایی، در دولتهای قبلی صورت میگرفت، قطعا با برخورد خشن و قهرآمیز بعضی آدمها مواجه میشد!
... عدهای از حامیان آقای رییسجمهور به ما اعتراض میکنند که مسالهی کوچکی را بیجهت بزرگ کردهایم و اسیر جو رسانهای مخالفان احمدینژاد شدهایم و در این بازی رسانهای فریب خورده و زود قضاوت کردهایم. این دوستان همچنین به سخنان چند روز پیش مقام معظم رهبری استناد میکنند و به ما ایراد میگیرند که منصفانه قضاوت نمی کنیم!
من فکر میکنم این افراد یا دارند صورت مساله را پاک میکنند و یا اینکه هنوز متوجه اصل قضیه نشدهاند. در اینکه ما باید مطابق نصایح رهبری در انتقاد از دولت منصف باشیم شکی نیست، اما این دلیل نمیشود که خودمان را گول بزنیم و مساله اصلی را فراموش کنیم. ماجراهای اخیر از روز سخنرانی رهبری آغاز نشده، بلکه با اقدام آقای احمدینژاد و انتخاب مشایی شروع شده است. ضمنا این سیاست همیشگی رهبر انقلاب بوده است که افراد را هیچگاه از خود و نظام طرد نکند، اما این مساله منافاتی ندارد با این که ما زیرک و هوشیار باشیم و بدانیم در اطراف ما چه اتفاقاتی دارد می افتد! همه حرف ما این است که چرا در اجرای حکم رهبری تا این حد کوتاهی شد؟
جالب اینجاست که بعضیها، تا چند روز پیش، اصل وجود چنین نامهای را هم تکذیب میکردند. بعد اعتراض کردند چرا چنین نامهای باید محرمانه باشد؟! بعد ایراد گرفتند که چرا ابوترابی و توکلی آنرا علنی کردهاند؟ سپس آنرا جنگ تبلیغاتی مخالفان رییسجمهور دانستند. آقای مشایی هم دقیقا در همین روزها، مخالفت مخالفان خود را ناشی از حسادت آنها اعلام کرد! در کنار اینها، برخورد آقای احمدینژاد هم همچنان بیاعتنایی به نامهی رهبری بود، آنهم نه بیاعتنایی همراه با سکوت، بلکه با حمایت و تاکید مجدد بر شایستگیهای آقای مشایی!
به هرحال پس از گذشت حدودا یک هفته، نامهی رهبر انقلاب منتشر شد، آنهایی که تا دیروز چنین نامهای را موهوم میدانستند، با دیدن آن، منتظر اقدام سریع آقای احمدینژاد شدند، اما آقای رییسجمهور نه تنها مشایی را برکنار نکرد، بلکه در اقدامی قابل تامل، رونوشت استعفای مشایی را به همراه نامهای عجیب به دفتر رهبری ارسال کرد!
میشود با خیال راحت نشست و همه این مسائل را از ابتدای آن تا پایان توجیه و تفسیر کرد. مثلا میتوان مثل برخی آدمهای متوهم ادعا کرد که همه این ماجراها جنگ زرگری است و یا اینکه بگوییم احمدینژاد میخواهد حواس همه دشمنان را از رهبری به سمت خود جلب کند! و یا اینکه قصد دارد اذهان عمومی را از مسائل انتخاباتی به سمت دیگری سوق دهد. ما حتی می توانیم نامه رهبری را هم توجیه کنیم و بدون در نظر گرفتن عبارت «لازم است» در پایان آن، ادعا کنیم که حکمی در کار نبوده! اصلا میشود همه این اتفاقات را فراموش کنیم و بخشهایی از سخنان رهبری را به نفع خودمان مصادره کنیم و دهان و دندان منتقدان را درهم بکوبیم که شما بیانصافید! هیچ اشکالی ندارد، اما ما چنین توجیهاتی را نمیپذیریم. حرف من و شاید بسیاری دیگر از دوستان من اینست:
1- ما از جنس آدمهایی نیستیم که پروندهی آنها در زمینه اطاعت از رهبری کاملا مشخص و سنگین است. ما از جنس سایت آینده هم نیستیم که دقیقا بعضی روزها ولایتی میشود! ما حتی از جنس آن آدمها هم نیستیم که به راحتی از کنار برخی نامههای سرگشاده عبور میکنند اما با دیدن نامههای احمدینژاد، ذوب در ولایت میشوند!
2- کسی نمیتواند ما را به تندروی، شتابزدگی و «فریب خوردن» متهم کند و ما را به رسانههای مخالفان احمدینژاد نسبت بدهد؛ ما در روزهایی از آقای احمدینژاد حمایت کردیم که بسیاری از افراد و رسانهها علیه او بودند.
3- اگر تا پیش از این، خیال آقای احمدینژاد از بابت پایگاه اجتماعی، محبوبیت مردمی و نفوذ کلام منتقدان و مخالفان خود در بین مردم عادی جامعه راحت بود، این بار نباید راحت باشد. ما آدمهای سیاسی و جناحی و وکیل و وزیر و مسئول مملکتی نیستیم که بخاطر ترس از دست دادن جایگاه خود نتوانیم با مردم صحبت کنیم، ما همان آدمهایی هستیم که در روزها و شبهای انتخابات با مردم و در میان مردم بودیم!
4- ما به دنبال اثبات تقابل احمدی نژاد با رهبری نیستیم و چنین ادعایی هم نداریم و آنرا به مصلحت نظام و احمدی نژاد نمیدانیم. اما ادعای برخی دوستان را هم قبول نداریم که چشم و گوش بسته میگویند «مگر میشود احمدینژاد ولایتی نباشد؟!» معنای ولایتمداری تاخیر چند روزه در برابر حکم رهبری نیست. معنای ولایتمداری، بوسیدن دست رهبری هم نیست، ولایتمداری آقایان را باید در لحظات حساس ببینیم نه در شرایط عادی!
5- ما با اطاعت از فرامین رهبر انقلاب جانب انصاف را در نقد دولت در پیش گرفتهایم. قطعا اگر دستورات و نصایح چند روز پیش رهبری نبود، ما و دوستانمان برنامههایی برای رساندن صدای اعتراض خود به گوش آقای احمدینژاد داشتیم!
6- بهتر است برای رعایت انصاف، سخنان مقام معظم رهبری را با همه جوانب آن، ملاک و معیار خود قرار بدهیم. مخصوصا توصیهها و دستورات اکید رهبری به دولت و شخص رییسجمهور که متاسفانه گاهی با بیتفاوتی روبرو شده است! مواردی وجود دارد که اگر لازم شد، در فرصت های بعدی خواهم نوشت.
مرتبـــط:
مشهد بودم؛ تنها ساعتي از بامداد 26 تير گذشته بود كه خبر دادند مشايي معاون اول شده است. تا اذان صبح به دوستان زنگ زدم و اين پيشآمد ناگوار را تسليت گفتم.
با توجه به روحيه اي كه از احمدينژاد سراغ داشتم، ميدانستم كه از تصميمش عقبنشيني نميكند.
بعد ازماجراي الحاق سازمان حج و زيارت به گزدشگري و مخالفت صريح رهبري با اين اقدام مشايي و احمدينژاد، به صورت خصوصي با احمدينژاد صحبت كرده و گلايه شديد بچههاي حزباللهي را به او منتقل كرده بودم، اما پاسخ داد كه: "اينها القائات شيطاني است!"
با تكبر مشايي هم به خوبي آشنا بودم و ميدانستم كنار نميرود. چون به او هم چند روز بعد از انتخابات گفته بودم كه نبايد در دولت دهم باشي و با پوزخند پاسخ داده بود: "جاي من محكم است!"
قبلا هم در مورد ماجراي دوست ناميدن اسرائيليها، قبل از آنكه اعتراضات بالا بگيرد، مشايي را كنار كشيده بودم و گفته بودم كه اين حرفت اشتباه است و نيروهاي حزباللهي بسيار گلايهمند هستند، اما با داد و هوار پاسخ داده بود: "به خاطر چند نفر كه نميشود مملكت را تعطيل كرد!"
حالا در جريان معاون اول شدن مشايي، همه به شدت ناراحت بودند، اكثر خواص حامي احمدينژاد نگران و ناراحت بودند، حتي خود اعضاي هيئت دولت …
عدم توجه احمدينژاد به همه نگرانيهاي دلسوزانه، كار را به "آقا" رساند و آقا هم دستور دادند كه مشايي بايد برود اما آنچه نبايد اتفاق مي افتاد، اتفاق افتاد …
ماجراي اين روزهاي مشايي و احمدينژاد و عدم تمكين احمدينژاد به دستور رهبري و لحن نامههاي احمدينژاد و مشايي نكات و تحليلهاي فراواني دارد كه زياد به آنها پرداخته شده و ميشود و من نمي خواهم به آن نكات بپردازم، خلاصه حرفمان اين است كه …
ما هرچه داريم از ولايت و جانمان فداي "آقا"ست؛ حتي اصليترين علت حمايت ما از احمدينژاد هم به خاطر ولايتمداري او بود، چون بر خلاف خاتمي و هاشمي دست آقا را به نشانه ولايتمداري بوسيده بود؛ پس عدم اطاعت از رهبري و چنين لحني در مقابل وليفقيه زمان به هيچ وجه پذيرفتني نيست … كاش حداقل دست آقا را نميبوسيد تا انتظار ما از او به اندازه مقدار ولايتمداري روساي جمهور قبلي باقي ميماند …
ديگر به اختلاف نظرها در مورد اينكه واقعا مواضع و اقدامات مشايي خوب بوده يا بد، كاري ندارم اما نوع اقدامات و ادبيات احمدينژاد در نامهنگاريهايش به "آقا" و دهنكجي احمدينژاد به ارزشيهايي كه او را سركار آوردند، باعث شده كه نگاه من و ما به احمدينژاد ديگر آن نگاهي نباشد كه پيش از اين به او داشتيم …
در طول سالهاي گذشته چند بار عليه مشايي و اقدامات و اظهاراتش مطلب نوشته بودم اما اين بار عليرغم مخالفت شديد با اقدامات مشايي و حمايت بيجاي احمدينژاد، دستم به قلم نميرفت.
دستم به قلم نميرفت چون در اين مدت كوتاه بعد از انتخابات تلخيهاي زيادي به كاممان نشسته بود و تحمل تلخي روزافزون اين ماجرا را نداشتم…
اما حالا ديگر نوشتم چون تلخي نوشتن از خودخواهي احمدينژاد، قطعا كمتر از تلخي عدم فرمانبرداري از وليامر و وليفقيه زمان است … /حامد طالبی (خبرنگار فارس)/
اخبار مرتبط:
-
بيانيه 210 نماينده مجلس در تقدير از ولايت مداری محسنی اژه ای (دم محسنی و نماینده ها گرم!)
-
وزیر بهداشت: كابينه دولت دهم كارآمد و مورد اعتماد خواهد بود (صمیمانه امیدواریم)
وزیر اطلاعات برکنار شد، وزیر ارشاد استعفا داد !

رییس جمهور، طی اقدامی بسیار عجولانه و نسنجیده، غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد را در فاصله 8 روز تا پایان دوره نهم ریاست جمهوری برکنار کرد !!
البته ساعتی پس از آن، رییس جمهور متوجه شد با این کارش، دولت از رسمیت می افتد لذا برکناری صفارهرندی را پس گرفت! اما خود صفارهرندی استعفای خود را تقدیم رییس جمهور کرد ولی احمدی نژاد آنرا نپذیرفت تا فعالیت های دولت در این یک هفته مختل نشود!
علت برکناری این دو وزیر -همانطور که در خبرگزاری ها و صداوسیما اعلام شد و در گزارش واحد مرکزی خبر هم آمده است- اعتراض این دو به رییس جمهور بخاطر تاخیر زیاد در اجرای دستور انقلاب درمورد عزل مشایی بوده است! ابوترابی نماینده اصولگرای مجلس هم در همین باره گفت: برکناری وزیرانی که خواستار اجرای دستور رهبری بودند درست نبود... (آقای احمدی نژاد! متاسفم براتون!!)
اخبار مرتبط:
استعفای مشایی و مردودی احمدی نژاد
پس از گذشت یک هفته از دستور مقام معظم رهبری به رئیسجمهور در خصوص ضرورت برکناری آقای مشایی از معاون اولی رئیس جمهور و بی اعتنایی دکتر احمدی نژاد به دستور صریح رهبری، سرانجام مشایی شخصا با انتشار پیامی ولایت دوستانه(!) از این سمت کنارهگیری کرد تا منتی ابدی بر سر همگان بگذارد!

به گزارش مهر، متن اطلاعیه کناره گیری اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاونت اولی ریاست جمهوری به این شرح است: اینجانب بعد از دستور مقام معظم رهبری خود را معاون اول رئیس جمهور نمی دانم و به عنوان یک سرباز ولایی در هر کجا که بتوانم به مردم عزیز کشور خدمت خواهم کرد.
مشایی همچنین در نامه ای به احمدی نژاد، استعفای خود را اعلام داشت و رییس جمهور هم با آن موافقت کرد. احمدی نژاد همچنین در نامه ای به رهبر معظم انقلاب، از اجرای دستور ایشان مبنی بر کناره گیری مشایی(البته پس از یک هفته تعلل و مخالفت!) خبر داد... هرچند که وی باز هم دستور رهبری را عمل نکرده! چراکه رهبر دستور برکناری مشایی را داده بودند نه استعفا و موافقت با آن!
ماجرا به اینجا ختم نشد و رییس جمهور ساعاتی پس از پذیرش استعفای مشایی، در حکمی مشایی را به سمت رییس دفتر رییس جمهوری منصوب کرد تا خود رأیی خود را تکمیل کند و دهن کجی بزرگی به همه نشان دهد و صد البته میزان علاقه خود را به مشایی! (کاریکاتوری در همین مورد)
* * *
ولایت پذیری به ظاهر نیست
در فضایی که تمامی جریان های سیاسی موافق و مخالف کشور باتوجه به ابلاغ رهبر انقلاب منتظر عکس العمل سریع رئیس جمهور برای برکناری مشائی بودند تعلل و کندی احمدی نژاد ما را بر آن داشت تا نکاتی چند را برای رفع توهمات ناشی از آرای 24 میلیونی آقای احمدی نژاد به ایشان متذکر شویم.
آقای احمدی نژاد! به نظر می رسد که رای بالای مردم به شما و رکورد 24 میلیون پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم سرابی از موفقیت و اعتماد به نفس را برای شما مسجل کرده که با تکیه بر آن به خود اجازه می دهید تمامی اعتقادات و اعتماداتی را که پایه گذار پیروزی دوباره تان بوده است را به استهزا بگیرید. می ترسیم فراموش کرده باشید که همین مردم معتقد ولایت پذیر بودند که به رای دادند وگر نه مخالفانتان که شاهد عرض ارادتشان به شما در روزهای شلوغی وازدحام بودیم نه تنها از ضعف ونقص شما ناراحت نمی شوند که آن را تایید بر انتخاب نامزد محبوبشان می دانند.
ما را رو سیاه نکنید لطفا!
رئیس جمهور منتخب، اصل 110 قانون اساسی به عنوان محور قانونی اختیارات ولی فقیه و نیز اصول دینی و مذهبی ما که برداشتی نیابتی از اختیارات فقیه در زمان غیبت دارد به صراحت تکلیف ما و شما را در برابر دغدغه های علما به خصوص ولی فقیه روشن کرده است چه برسد به جایی که ولی امر دستوری قاطع و کتبی بسان آنچه در لزوم برکناری مشائی ازمشاغل حساس نوشته اند به رشته تحریر بیاورند.
هر چند شما خود را بی نیاز از وصیت و نصیحت می دانید اما باید به شما من باب (فذکر، ان الذکری تنفع المومنین) یادآور شویم که ولایت پذیری و ذوب در ولایتی که شما در سال های پس از استانداریتان در سخنرانی ها و مواضعتان یادآور می شدید و ما نیز به مانند مخاطبان معدود دیگر از شما و رهنمودهایتان استفاده می کردیم تنها به دست بوسی و احترام ظاهری نیست. این دیگر بدیهی ترین اصل ولایت پذیری است که؛
به عمل کار بر آید نه به حرف!
نکته آخری که باید با کمال تاسف به شما یادآور شویم اینکه ما و میلیون ها ایرانی دیگر که به شما رای دادند و حتی کسانی که فرد دیگری را مخاطب خواسته ها و مطالبات خود دیدند و به شما رای ندادند، رهبری را نه یک شخص و اصل قانونی بلکه رکن رکین انقلاب می دانیم و به فرموده امام پشتیبان آن شده ایم تا مملکت را از آسیب دشمنان حفظ کنیم و بر همین اساس، برادرانه به شما گوشزد می کنیم که همان گونه که با اعتماد ولایت پذیران روی کار آمدید و در انتظار تنفیذ حکمتان از سوی ولایت امر هستید به همان شکل نیز در صورت مردودیتان در این آزمون بزرگ و حساس شما را از ادامه تصدی جایگاهی که به عنوان معتمد مردم و ملت به دست آورده اید بازداشته و تمام توان خود را برای مخالفت با دولتی که رئیسش به خواست ولایت فقیه بی توجهی کرده به کار خواهیم بست. /منبع: جهان نیوز/
اخبار مرتبط :


